ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤٧ - مقصود
كه حق در آن اثرى نكند در حقيقت، مقصود اين است كه از آنان سلب توفيق شده و از لطفى كه موجب گشايش سينه آنان گردد محرومند، تا آنجا كه باطن ايشان نيز برنگ كثيف ظاهرشان در آمده است نظير اينكه به كسى گفته شود: شمشيرت را بر اثر عدم مواظبت، فاسد كردى تا اينكه زنگارگون شد و ناچار شدى ناخنهايت را نگيرى و از آنها بعنوان سلاح استفاده كنى.
جبايى گويد: يعنى ما از حال درونى ايشان پرده بر افكنديم و سنگدلى آنها را آشكار ساختيم و حكم كرديم كه آنها ايمان نمىآورند و موعظه در آنها بى اثر است و بقولى: قاسى بودن دلهاى آنان، يعنى پست و فاسد بودن آن مثل درهمهاى قلب. اين معنى بازگشت به خشكى و عدم نرمى و لطافت دلها مىكند، زيرا پول قلب هم بر اثر اينكه در آن تزوير شده است، بد صداست. به آدم رحيم دل گفته مىشود: نرمدل و به آدم بى رحم گفته مىشود: سخت دل و سنگدل.
(يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ): آنان بر اثر خبث باطن، سخن خدا را تفسير نادرست كرده، صفت پيامبر را تغيير مىدهند، بنا بر اين تحريف كلام خدا بدو نحو ممكن است:
١- تفسير نادرست ٢- تغيير و تبديلهايى كه در عبارات، مىدهند و كلامى كه از خدا نيست، مىگويند از خداست.
(وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ): و نصيب خود را از موعظهها و احكام الهى فراموش كردند آنها پيروى پيامبر را فراموش كردند و از اين نصيب بزرگ چشمپوشى نمودند.
و بقولى يعنى: مطالب آسمانى را تضييع و قرائت آن را ترك كردند، در نتيجه از رشد و كمال محروم شده، بمرور ايام كتاب خدا را فراموش كردند.
(وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ): ابن عباس گويد: يعنى تو همواره بر خيانت و معصيت آنان آگاهى پيدا مىكنى.
بقولى يعنى: همواره بر دروغ و خيانت و پيمان شكنى و همكاريهاى آنها با مردم مشرك و ديگر خيانتهاى آنان، آگاهى.