ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٧ - مقصود
بيان آيه ١٧- ١٨
لغت
احباء: جمع حبيب، دوستان. كلمه حب كه بمعناى دوستى است، گاهى هم بمعناى ميل و اراده استعمال مىشود.
اعراب
(لَقَدْ كَفَرَ): حرف لام، جواب قسم. يعنى «اقسم لقد كفر ...»( وَ ما بَيْنَهُما): يعنى ما بين آسمانها و زمين. در اينجا علت اينكه ضمير، مثنى آورده شده، اين است كه منظور دو نوع است: نوعى سماوى و نوعى ارضى.
مقصود
اكنون مطالبى را كه مسيحيان در باره عيسى گفته بودند، نقل كرده، مىفرمايد:
(لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ): آنها گفتند: خداوند، مسيح بن مريم است و بدين ترتيب، كافرى پيشه كردند، زيرا اين سخن را- واقعاً- از روى عقيده مىگفتند. علت اينكه اين گفتار، سبب كفر آنها شد، دو چيز است:
١- آنها كفران نعمت كردند، زيرا نعمت را بكسانى كه مدعى خدايى آنان بودند، نسبت دادند.
٢- آنها كافر شدند. زيرا مسيح را كه يكى از آفريدگان خدا بود، بصفات خدا متصف كردند و گفتند: او خداست. بديهى است كه هر كسى جاهل به خداوند است: كافر است. زيرا چون نعمت خدا را تضييع كردند، گويى نعمت را به غير خدا نسبت دادهاند.
(قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً): به آنها بگو: كى قادر است كه شما را در برابر امر خدا حفظ و حمايت كند. اين تعبير، به اين معنى است كه خداوند مالك و صاحب