ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٨ - مقصود
٢- عكرمه و شهر بن حوشب و ابو صالح، گويند: منظور عقيم كردن است. از ابن عباس است كه: عقيم كردن حيوانات را زشت شمردهاند.
٣- ابن مسعود گويد: منظور خالكوبى است.
٤- زجاج گويد: منظور خورشيد و ماه و سنگ است كه از اين مخلوقات، منافع اصلى را فراموش كردند و آنها را بعنوان بت مورد پرستش قرار دادند.
(وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً): هر كس شيطان را يار و بقولى پروردگار مطاع خود- شناسد دچار زيانى آشكار گرديده است. كدام زيان از تبديل بهشت به جهنم بزرگتر و كدام معامله، از مبادله خشنودى خداوند به خشنودى شيطان، زيانبخشتر خواهد بود؟!( يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ): شيطان به آنها وعده مىدهد تا يار و ياورش باشند و آنها را به آرزوهاى دروغ و امور باطل مىاندازد. برخى گفتهاند: يعنى به آنها مىگويند: اگر انفاق كرديد، دچار تهيدستى مىشويد و آنها را به آرزوى زندگانى طولانى دنيا مىافكند تا آن را بر آخرت ترجيح دهند.
(وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً): آنچه شيطان به آنها وعده مىدهد، حقيقتى ندارد.
غرور بمعناى فريب دادن و كسى را بطمع سود بردن از چيزى انداختن، كه در حقيقت سودى ندارد.
(أُولئِكَ): آنان كه شيطان را يار و ياور خود پنداشتند و خدا را فراموش كردند، فريب شيطان خوردند و دعوت او را اجابت كردند ...
(مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ): جايگاه ايشان جهنم است( وَ لا يَجِدُونَ عَنْها مَحِيصاً): آنان از جهنم، راه نجات و فرارى ندارند.