ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٩ - مقصود
بيان آيه ١٥٥ تا ١٥٨
لغت
بهتان: دروغى كه از بزرگى خود انسان را به حيرت افكند.
مسيح: معناى آن در سوره آل عمران گذشت.
قتل: هر گاه كسى بگويد: من فلان را كشتم. يعنى از روى علم و خبر او را كشتم و در حقيقت دلالت دارد بر اينكه: او را خوار و ذليل كردم. در مثل گويند:
«قتل ارضا عالمها و قتلت ارض جاهلها» يعنى عالم، زمين را و زمين جاهل را كشت، كنايه از اين كه: عالم در روى زمين، غالب و جاهل، در روى زمين مغلوب است.
اعراب
فبما نقضهم: حرف «ما» لغو است يعنى «فبنقضهم». عامل «فبنقضهم» بقولى فعل محذوف يعنى «لعناهم» و بقولى(حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ) مى- باشد (آيه ١٦٠) و كلمه «فبظلم» در همان آيه، بدل است از «فبنقضهم» بنا بر اين(بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ) تا آخر آيه: معترضه است. همچنين است(وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ ...) تا انتهاى آيه ٥٩» اين قول از زجاج است.
(عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ): عطف بيان است كه با «ابن مريم» مركب و بصورت يك كلمه در آمده است، زيرا «ابن» ميان دو علم واقع شده.
(رَسُولَ اللَّهِ): صفت، براى مسيح يا بدل.
(اتِّباعَ الظَّنِ): استثناى منقطع. يعنى: «لكنهم يتعبون الظن»
مقصود
هم اكنون خداوند متعال به بيان كارهاى زشت و ناپسند اهل كتاب و مجازات ايشان