ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦ - داستان
گشته است.
مقصود
هم اكنون بار ديگر، سخن از جهاد و تشويق مسلمانان براى رزم با دشمنان دين است، از اينرو مىفرمايد:
(وَ لا تَهِنُوا فِي ابْتِغاءِ الْقَوْمِ): شما را نسزد كه در تعقيب مردمى كه طرفدار شرك بوده، در راه دشمن خدا و مردم مؤمن، صف آرايى كردهاند، سستى بورزيد.
(إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ): اگر شما از زخم و جراحتها دردمند شده و رنج مىكشيد، آنان نيز از زخمها و جراحتها- همچون شما- درد مىكشند و رنج مىبرند.
(وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ): با اين تفاوت كه شما از خداوند بزرگ اميدواريد كه در اين جهان به شما پيروزى و ظفر بخشد و بواسطه اين سختيها و دردها و زخمها در عالم ديگر به شما پاداش دهد، ولى آنان در مقابل اين جراحتها و زخمها اميد هيچگونه پاداشى از جانب خداوند متعال ندارند، بنا بر اين شما مردم مؤمن اگر بپاداش الهى يقين داريد و مىدانيد كه اين تعبها و مشقتها بدون پاداش نمىماند و تكذيب مشركين بى اساس و بى دليل است، وظيفه داريد كه از آنها براى جنگ، شكيباتر و پايدارتر باشيد اين معنى از ابن عباس، قتاده، مجاهد و سدى است.
(وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً): خداوند بمصالح مردم داناتر و در تدبير و تعيين مقدرات ايشان حكيم است. چنان كه ابن عباس و عكرمه گويند
داستان
ابن عباس و عكرمه گويند: هنگامى كه در روز جنگ احد، مسلمانان گرفتار آن شكست تاريخ گرديدند و پيامبر بر قله كوه، صعود فرمود، ابو سفيان چنين گفت:
اى محمد، ما را روزى است و شما را روزى بود! پيامبر بزرگوار اسلام فرمود: او را پاسخ دهيد. مسلمانان گفتند: ولى ما و شما برابر نيستيم و روز شكست ما با روز شكست شما فرق دارد. كشتگان ما در بهشت و كشتگان شما در جهنم هستند. ابو سفيان گفت: