ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٣ - لغت
بيان آيه ١١٣ و ١١٤
قرائت
ابو عمرو و حمزه و قتيبه و كسايى و سهل و خلف «فسوف يؤتيه» به ياء و ديگران «فسوف يؤتيه» به نون قرائت كردهاند قرائت ياء به خاطر اين است كه قبلا «لولا فضل اللَّه عليك و رحمته ... و انزل اللَّه عليك ...» گفته شده و لفظ جلاله «اللَّه» ذكر شده است و اكنون ضمير «يؤتى» به آن باز مىگردد و قرائت نون بخاطر شباهت با آيه بعد(نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ) مىباشد.
لغت
همّ: قصد. همت نيز همين است. همام: پادشاه بزرگ.
نجوى: در گوش سخن گفتن. زجاج گويد، نجوى يعنى چيزى كه دو نفر يا جماعتى اختصاص داشته باشد خواه پنهان باشد، خواه آشكار. و «نجوت الشيء» يعنى آن چيز را خالص كردم و افكندم. شاعر گويد:
|
فقلت انجوا منها نجا الجد انه |
سيرضيكما منها سنام و غار به |
|
يعنى گفتم پوست شتر را بكنيد كه كوهان و پشت آن شما را ارضا مىكند و همچنين «نجوت فلاناً» يعنى: دهانش را بوييدم. شاعر گويد:
|
نجوت مجالداً فشممت منه |
كريح الكلب مات حديث عهد |
|
يعنى: دهان مجالد را بوييدم و از آن بويى استشمام كردم كه ببوى سگى شباهت داشت كه تازه مرده بود.
اصل كلمه «نجوى» از «نجوه» است و نجوه بمعناى زمينى است كه بر آمده باشد. در هر صورت منظور از «نجواهم» سخنى است كه ميان آنها رد و بدل مىشود.
نجى: هم نجوى، جمع: انجيه