ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٣ - اختلاف مفسران
خداست و كتاب خدا را تحريف مىكردند و از آن بالاتر اينكه نبوت حضرت محمد ص را آنكار و آنچه در باره او مىدانستند، كتمان مىكردند. اين معنى از مجاهد و جز اوست.
(وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ): يكى ديگر از جنايات آنها ربا خوارى بود. با اينكه از اينكار منع شده بودند.
(وَ أَكْلِهِمْ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ): ديگر اينكه بدون استحقاق، مال مردم را مىخوردند. آنها در موقع قضاوت، رشوه مىگرفتند و كتابهاى مىنگاشتند و مىگفتند:
از جانب خداست و از اين راه پولهايى از مردم دريافت مىكردند و كارهاى ديگرى كه بر روى هم آنها را سزاوار كيفر خدا گردانيد و سر انجام چيزهايى را كه خوردن آن حلال بود خداوند بر ايشان تحريم كرد.
(وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً): ما براى يهوديان كه منكر خدا يا پيامبران شدند، عذابى دردناك فراهم ساختهايم.
اختلاف مفسران
در باره اينكه اين تحريم از راه عقوبت بود يا نه، اختلاف كردهاند.
جماعتى از مفسران گويند: از راه عقوبت بود، زيرا همانطورى كه مىتوان چيزهايى را- مصلحة- تحريم كرد، ممكن است بخاطر كيفر، حرام شمرده شوند ابو على گويد: اين حرمت، براى متجاوزان كيفر و براى ديگران مصلحت بود ابو هاشم گويد: اين حرمت، تنها بخاطر مصلحت بود. لكن اين مصلحت:
هنگامى پيدا شد كه آنها مرتكب خطاها و سمتهايى شدند و بهمين جهت، جايز است كه منشأ تحريم ستم آنها شمرده شود. بعلاوه، تحريم، تكليفى است كه امثال آن موجب پاداش مىشود و صبر بر آن لازم است و بنا بر اين، خود يكى از نعمتهاى خداوند است نه كيفر او.