ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٦ - مقصود
(وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ) (بقره ٢٢١ و آيه(وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ) (ممتحنه ١٠) نسخ شده است:
(إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَ): ابن عباس و ... گويند: يعنى وظيفه داريد كه در مقابل تمتعات جنسى كه از ايشان مىبريد، مهر ايشان را بپردازيد.
(مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ): حال آنكه پاكدامنى پيشه كرده، از زنا خوددارى كنيد.
(وَ لا مُتَّخِذِي أَخْدانٍ): و نيز با آنها براى زنا دوستى پنهانى نداشته باشيد. در باره «احصان، سفاح و اخدان» در سوره نساء بحث شد.
(وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ): كسى كه منكر توحيد و عدل خدا و نبوت پيامبر شود، عملى كه به منظور تقرب خداوند بجاى مىآورد، بر باد مىدهد. حبط اعمال اين است كه پاداشى بدنبال نداشته باشد.
(وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ): چنين كسى را در آخرت از هلاك شوندگان است.
برخى گفتهاند: مقصود از(وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ ...) اهل كتاب است. يعنى اگر اينها از ايمان آوردن، خوددارى كنند و ايمان نياورند، عملشان بى ارزش مىشود.
بنا بر اين جمله(فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ) دلالت دارد بر اينكه «زايل شدن و حبط عمل» مستلزم اينكه ثوابى ثابت باشد تا زايل گردد، نيست، زيرا كافر را عملى نيست كه ثوابى بر آن استحقاق داشته باشد. عمل او ظاهرى است و اگر كفر مانع نبود. استحقاق ثواب داشت. از اين معنى خداوند به «حبط عمل» تعبير كرد و همين است معناى حقيقى آن.