ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٥ - علم خدا
بيان آيه ١٦٦
شان نزول
گويند: جماعتى از يهود، خدمت پيامبر آمدند. فرمود: من مىدانم كه شما به رسالت من علم داريد. پاسخ دادند: ما چنين علمى نداريم و برسالت تو نيز شهادت نمىدهيم. از اينرو خداوند اين آيه را نازل فرمود.
مقصود
اكنون براى رد انكار و مخالفت آنها مىفرمايد:
(لكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِما أَنْزَلَ إِلَيْكَ): زجاج گويد: يعنى اگر آنان به نبوت تو شهادت ندهند، خداوند شهادت مىدهد. اين شهادت خداوند، عبارت است از نصب معجزات، كه براى پيامبرى از هر شاهدى بهتر و او را از شهادت اهل كتاب بى نياز مىكند.
(أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ): خداوند، قرآن را بر تو نازل كرد و علم داشت كه تو شايسته آن هستى و مىتوانى خدمتگزار حق باشى و مردم را به سوى آن فرا خوانى.
زجاج گويد: يعنى خداوند قرآنى بر تو نازل كرد كه علم او در آن است.
(وَ الْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ): و فرشتگان نيز گواهى مىدهند كه تو پيامبر خدا و قرآن از جانب اوست.
(وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً): شهادت خدا در اثبات اين حقيقت، كافى است و به شهادت ديگرى نيازى نيست.
اين آيه، خاطر مبارك پيامبر را بخاطر تكذيب مخالفان، تسلى مىبخشد.
علم خدا
برخى به اين آيه استدلال كردهاند: علم خداوند، زائد بر ذات بى همتاى اوست و عين ذات نيست. لكن اگر اين استدلال، صحيح بود، لازم بود كه علم خداوند وسيله و ابزار نزول قرآن كريم باشد. نظير «كتب بالقلم» يعنى ابزار نوشتن من قلم بود. و «انزله بعلمه» يعنى ابزار نزول قرآن، علم خداوند بود. بديهى است كه علم خدا وسيله و ابزار نزول قرآن نيست و اين چيزى است كه جملگى بر آنند.