ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٨ - مقصود
(فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ)، بنا بر اين ميان ما و اين قوم فاسق، بحكم خود جدايى انداز. قوم بنى اسرائيل با اين سرپيچى خود كافر شدند، علت اينكه آنها را فاسق مىنامد: اين است كه: فسق بمعناى خروج از ايمان به معصيت است. بديهى است كه بزرگترين معصيتها كفر است. خداوند متعال مىفرمايد:(إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ) (كهف ٥٠، بجز ابليس كه از جنيان بود و از امر خدا خارج شد) در باره سؤال موسى كه خداوند ميان او و قومش جدايى افكند، دو قول است:
١- ابن عباس و ضحاك گويند: خداوند در باره آنها حكمى كند كه دليل دورى آنها از حق و صواب باشد تا كيفر ارتكاب معصيت را ببينند، از اينرو آنها گرفتار بيابان شدند.
٢- سؤال موسى اين بود كه خداوند در آخرت ميان ايشان و قومش جدايى افكند و آن را در آخرت در دوزخ و موسى و برادرش در بهشت باشند. بديهى است كه اگر هلاك آنها را از خدا خواسته بود، هلاك مىشدند. اين قول از جبايى است.
(قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ): خداوند متعال به موسى فرمود بنا بر اين سرزمين مقدس بر آنها حرام خواهد بود. در باره كيفيت تحريم دو قول است:
١- منظور اين است كه آنها از آن سرزمين ممنوعند. چنان كه امرء القيس گويد:
|
جالت لتصرعينى فقلت لها اقصرى |
انى امرء صرعى عليك حرام |
|
اين شعر را در وصف مركب خود گويد و منظورش اين است كه او سوار است و مركب قدرت اينكه او را بر زمين افكند ندارد و لو اينكه توسنى كند.
٢- ابو على جبايى گويد: منظور حرمت شرعى است. لكن قول اول ظاهرتر است. بلخى گويد: ممكن است آنها مامور شده باشند كه در آن بيابان گردش كنند.
(أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ): آنها بمدت چهل سال در مسافتى بطول شش فرسخ كه ميان سرزمين مقدس و آن بيابان بود، حيران ماندند، اين معنى از ربيع است حسن و مجاهد گويند: آنها شب را بصبح و روز را به شب مىرساندند، بدون اينكه بدانند كجا هستند. بيشتر مفسران گويند موسى و هارون نيز در آن بيابان با ايشان