ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦٠ - معنى آيات
خود را از روى دليل و برهان نگيرد، هر گاه چيزى را شايسته پرستش ديد و آن را دوست داشت بپرستش آن ميپردازد، و بعضى از آنان سنگى را ميپرستند و هر گاه سنگ بهترى را مىديد آن را بدور افكنده سنگ تازه را ميپرستد.
از على بن عيسى نقل شده است يعنى: آيا ديدهاى كسى كه تسليم هواى نفس خود باشد آن گونه كه تسليم خدا و معبود خود است، و آنچه را كه هواى نفس از او بخواهد انجام ميدهد، و منظور آن نيست كه هواى نفس، خود را بپرستد و معتقد باشد، كه هواى نفس شايسته پرستش است، زيرا كسى چنين اعتقادى نخواهد داشت.
آن گاه خداوند پيامبر خود را از اينكه اين افراد ايمان بياورند نااميد ساخته ميفرمايد:
((وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ)) يعنى: خداوند او را خوار نموده، و براهى كه خود برگزيده است رهايش ساخته، و بسزاى كفر و سركشى و تدبّر نكردن از روى علم و آگاهى بر استحقاق اين گمراهى او را براه راست هدايت نفرموده است.
و بعضى گفتهاند: «اضله» اينكه خداوند او را گمراه ساخته است يعنى او را طبق علمى كه نسبت باو دانسته است گمراه يافته، و معلومش بر طبق علمش ظاهر گشته است، همانگونه كه مىگويى: «احمدت فلانا اى وجدته حميدا» و مانند قول عمرو بن معديكرب.
«قاتلنا فما اجبناهم، و سألناهم فما انجلناهم، قاولناهم فما افحمناهم» كه بمعنى «ما وجدناهم كذلك» است[١].
و بعضى هم گفتهاند آيه باين معنى است كه او از راه خدا گمراه شده است، همانگونه كه شاعر گفته است:
|
«هبونى امرءا منكم اضلّ بعيره |
له ذمّه انّ الذّمام كبير» |
|
[١] بمعنى:
|
( قاتلناهم فما وجدناهم جبانا |
، سألناهم فما وجدناهم بخيلا) |
|