ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٠٠
اللَّه ذلك وعدا» و اضافه وعد به صدق اضافه غير حقيقى است زيرا كه صدق در تقدير نصب است بنا بر آنكه صفت وعد باشد.
و(الَّذِي كانُوا يُوعَدُونَ) موصول است وصله در موضع نصب است بنا بر آنكه صفت باشد براى وعد.
و(أُفٍّ لَكُما) مبتداء و خبر است، و تقديرش چنين است: «هذا الكلمة التي تقال عند الامور المكروهة كائنة لكما».
«ويلك» منصوب است زيرا مفعول فعل محذوف است، و تقديرش اين است: «الزمك اللَّه الويل»، و بعضى گفتهاند: تقديرش چنين است:
«وى لك» كه مبتدا و خبر باشد، همانگونه كه در(أُفٍّ لَكُما) گفتيم.
و «ليوفيهم» معطوف است بر محذوف، و تقديرش چنين است:
«و اللَّه اعلم ليجزيهم بما عملوا و ليوفيهم اعمالهم».
معنى آيات:
سپس خداوند بزرگ خبر داده است كه اين انسان استحقاق چه چيزى دارد و فرموده است:
((أُولئِكَ)) يعنى آنان كه سخنان گذشته را ميگفتند.
((الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا)) يعنى: بوسيله عبادتهايشان پاداش داده ميشوند، بدين معنى كه اعمال نيكوى آنان را با پاداش دادن خواهيم پذيرفت، و منظور از( (أَحْسَنَ ما عَمِلُوا)) واجبات و مستحبّاتى است كه انسان با آن استحقاق ثواب پيدا ميكند، زيرا عمل مباح نيز از قبيل عمل نيكو است، ولى به صفت قبولى متّصف نميشود.
((وَ نَتَجاوَزُ عَنْ سَيِّئاتِهِمْ)) و از گناهانى كه انجام دادهاند در ميگذريم.