ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٥ - لغات آيات
كه(وَ إِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ) به اين معنى است «لمن هو جميع لدينا حاضرون» و گمان كردهاند كه ان حرف نفى است به اين معنى: «و ما ذلك الا متاع الحياة الدنيا».
و هر كس «لما» را بتخفيف خوانده است ان در «ان كل» را مخفّفه از مثقّله ميداند، و لام در آن لامى كه بمنظور فرق بين نفى و ايجاب وارد ميشود، مانند آنكه مىگويى: «هبلتك امك ان قتلت لفارسا».
و هر كس به اين ان عمل نصب داده بگويد: «ان زيدا لمنطلق» از اين لام بىنياز خواهد شد، زيرا ان نافيه در ما بعد خود هيچگاه اسمى را نصب نميدهد، و اشتباه نميشود، و «ما» در آن زائد است، و معنى مى شود: «ان كل ذلك لمتاع الحياة الدنيا».
لغات آيات:
معارج- بمعنى پله است كه واحد آن معرج است، و عروج به معنى صعود و بالا رفتن است.
و ظهر عليه- هنگامى گويند كه از چيزى بالا روند نابغه جعدى گويد:
|
«بلغنا السماء مجدنا و جدودنا |
و انا لزجو فوق ذلك مظهرا»[١] |
|
. سرر- جمع سرير است كه گاهى هم اسرّه جمع بسته ميشود.
زخرف- عبارتست از كمال حسن چيزى، و روى همين حساب است كه
[١] يعنى:« بهره و عظمت خويش را به آسمان رسانديم، و اميدوار هستيم كه باز هم از اين بالاتر رويم» جدود جمع جد است بمعنى حظ و بهره، و مجدنا و جدودنا يا منصوبند بنا بر آنكه مفعول باشند براى بلغنا يا آنكه مرفوعند كه بدل باشند از ضمير در بلغنا.