ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٦ - معنى آيات
طلا را زخرف گفتهاند، و گفته ميشود: زخرفه در صورتى كه چيزى را نيكو سازند و زينت بخشند، و بهمين مناسبت است كه به نقاشيها و تصويرها نيز زخرف گفتهاند.
و در حديث است كه پيامبر خدا ٦ وارد خانه كعبه نشد تا آنكه دستور داد و نقشها و تصويرهاى آن را برچيدند.
معنى آيات:
((وَ قالُوا)) يعنى: اين كافران گفتند:
((لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ)) منظور كفّار از اين دو قريه مكه و طائف است، و تقدير آيه چنين است: «على رجل من القريتين اى من احدى القريتين» كه مضاف حذف شده است، و منظورشان از اين مردان بزرگ از اين دو قريه وليد بن مغيره از مكه و ابا مسعود عروة بن مسعود ثقفى از طائف ميباشد، بنقل قتاده، ولى مجاهد ميگويد: منظور عتبة بن ابى ربيعه است از مكه، و ابن عبد يا ليل است از طائف، و ابن عباس گفته است: منظور وليد بن مغيره است از مكه، و حبيب بن عمر ثقفى از طائف.
و علت اينكه كفّار اين حرف را زدند اين بود كه اين دو مرد از ثروتمندان بزرگ قومشان بودند، و خيال ميكردند كسى كه داراى عظمت مادى و ثروت و قدرت باشد سزاوارتر است، به نبوّت و رسالت، و لذا خداوند بزرگ در پاسخ اين پندار غلط كافران فرمود:
((أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ)) يعنى: آيا اين كافران ميخواهند رحمت پروردگارت را كه نبوّت است ميان مردم تقسيم كنند؟ و بيان ميكند تنها خداوند است كه نبوّت را ميان افراد قسمت ميكند، و بقول مقاتل يعنى: آيا كليدهاى