ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٢ - دليل قرائت
٤٥- بموسى كتاب «تورات» را داديم، پس در آن اختلاف ايجاد شد، و اگر نبود گفتارى كه قبلا بيان شده است «كه امّت محمّد عذاب نميشوند» عذابشان انجام گرفته بود، اينان نسبت بآنچه كه گفتيم در شكّى سخت ميباشند.
قرائت:
اهل كوفه غير از حفص أ أعجمى با دو همزه خواندهاند، و هشام از ابن عامر نقل كرده است كه اعجمى با يك همزه خوانده ميشود، و بقيّه قراء با يك همزه ممدوده خواندهاند.
دليل قرائت:
ابو على ميگويد: اعجمى كسى است كه فصاحت ندارد چه از عرب باشد چه از عجم، زياد با اينكه عرب بود بخاطر آفتى كه در زبانش بود به او اعجم گفتند، و به نماز ظهر عجماء گويند براى اينكه قرائت در آن آهسته است و آشكار نميشود، و جمع اعجم عجم است همانگونه كه شاعر عرب ابو زيد در شعر خود آورده است:
|
(يقول الخنا و ابغض العجم ناطقا |
الى ربّنا صوت الحمار الأجد (ع) |
|
يعنى: فحش ميدهد و منفورترين نطقهاى عجما از نظر پروردگار صداى الاغ دماغ بريده است. عرب كسى را كه سخنش مفهوم نشود از هر صنفى كه باشد اعجم مينامد، و از اين باب است شعر ابن اخزر كه گفته است:
|
(سلّوم لو اصبحت وسط الاعجم |
بالروم او بالتّرك او بالدّيلم) |
|
يعنى: اى سلّوم اگر در ميان مردمى عجمى قرار گيرى در روم، يا