ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٩١ - لغات آيات
داديم كه نسبت به پدر و مادر خود احسان كنند نه بدى، و جايز نيست نصب حسنا به «وصينا» باشد زيرا وصيّنا براى خودش دو مفعول گرفته است كه يكى از آنان منصوب است «الانسان» و ديگرى متعلّق است به باء جر.
و هر كس «حسنا» خوانده باشد بمعنى «ليأت فى امرهما امر اذا حسن اى ليأت الحسن فى امرهما دون القبيح» يعنى: در مورد پدر و مادر نيكى كنند نه بدى، و مؤيد آن قرائت حضرت على (ع) است كه «حسنا» خواندهاند زيرا طبق اين قرائت معنايش ميشود: «ليأت فى امرهما فعلا حسنا».
امّا «كره» بفتح مصدر است و «كره» بضمّ اسم است و چيز مكروه باشد، قرآن ميفرمايد:(كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ)[١] و اين كره بضمّ است و نيز در جاى ديگر فرموده است:
(أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً)[٢] بنا بر اين «كرها» در آيه مورد بحث در موضع حال است، و فتح در آن بهتر است، و گفته شده است كه فتح كاف و رفع كاف دو لغت است.
امّا فصل بمعنى فصال است، و اكثر با الف خوانده شده است، و مؤيد آن هم حديث است كه آمده است:
«لا رضاع بعد الفصال»
يعنى: پس از آنكه بچه را از شير گرفتند ديگر رضاع صحيح نيست.
لغات آيات:
قديم- قديم بچيزى گويند كه وجودش از قبل باشد، و در عرف متكلّمين قديم موجودى است كه وجودش اوّلى ندارد.
[١] سوره بقره- ٢ آيه ٢١٦.
[٢] سوره نساء ٤ آيه ١٩.