ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦٢ - معنى آيات
روز و طول عمر ما را نمىكشد، و منظورشان از اين سخن انكار صانع است.( (وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ)) خداوند آنان را نادان ميداند، يعنى:
اينان كه مرگ خود را به روزگار نسبت ميدهند علّتش آنست كه نميدانند، و اگر ميدانستند آن كس كه آنان را مىميراند خدا است، و خداوند است كه ميتواند دوباره آنان را زنده كند، هيچگاه مرگ خويشتن را به روزگار نسبت نميدادند( (إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ)) يعنى: اينان در آنچه كه ميگويند چيزى جز حدث و گمان ندارند، در حالى كه جريان بر خلاف آنست، و در حديث از پيامبر خدا ٦ روايت شده است كه فرمودهاند:
«به روزگار بد نگوئيد، زيرا روزگار همان خداوند است».
و تأويل اين حديث چنين است كه مردم دوران جاهليّت حوادث- مهمّ و بلاهاى وارده را هميشه بدهر و روزگار نسبت ميدادند، و ميگفتند روزگار چنين كرد، و بروزگار دشنام ميدادند، لذا حضرت رسول ٦ بآنان فرمود اين كارها را خدا انجام ميدهد به فاعل اين اعمال ناسزا نگوئيد.
و بعضى گفتهاند يعنى: خداوند مدبّر و گرداننده روزگار است وجه اوّل بهتر است زيرا سخنان عرب پر است از اين قبيل نسبتها كه كارهاى خداوند را بدهر نسبت ميدهند، اصمعى گويد: عربى باديه نشين شخصى را مذمّت نموده گفت: اين شخص از روزگار گناهش بيشتر است.
و كثير گويد:
|
«و كنت كذى رجلين، رجل صحيحة |
و رجل رمى فيها الزّمان فشلّت» |
|
كه در اين شعر كثير شكستن پاى خود را به روزگاران نسبت داده است و شاعر ديگر گويد:
|
«فاستأثر الدّهر الغداة بهم |
و الدّهر يرمينى و ما ارمى» |
|
|
«يا دهر قد اكثرت فجعتنا |
بسراتنا و وقرت فى العظم» |
|