ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٠ - تفسير
كه در اصل «ذات اقبال و ادبار» بوده. و در اينجا هم تقدير آيه اين است كه «انه ذو عمل غير صالح».
و اما سخن آن كس كه گفته: معناى آيه اين است كه «اين سؤال تو در مورد چيزى كه بدان علم ندارى عملى ناشايسته است» روى مذاق آنان كه گفتهاند: عمل قبيح بر انبياء جايز نيست، درست در نميآيد، و اگر كسى بدانها بگويد: در صورتى كه انتساب عمل قبيح بر انبياء جايز نباشد، پس چگونه خدا بنوح فرمود:(فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ) آن چيزى را كه بدان علم ندارى درخواست مكن- و نيز چگونه نوح گفت:(رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ)- پروردگارا بتو پناه ميبرم تا چيزى را كه بدان علم ندارم از تو درخواست كنم-؟
در جواب گويند: مانعى ندارد كه خدا نوح را از درخواستى كه بدان علم نداشته نهى كند اگر چه چنين درخواستى از او سر نزده بود، و نوح نيز از چنين درخواستى بخدا پناه ببرد در صورتى كه آن را انجام نداده بود، چنانچه خداى سبحان پيغمبر خود را از شرك نهى فرموده در آنجا كه ميگويد:(لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ)[١]- اگر شرك بورزى محققاً عمل تو تباه ميشود- با اينكه وقوع شرك از پيغمبر جايز نيست (و او شرك نورزيد) و باصطلاح بطور قضيه شرطيه فرموده است. و در خواست نوح ٧ در مورد نجات فرزندش مشروط بمصلحت خدا بود نه بطور قطع و غير مشروط، و چون خداى تعالى بيان فرمود كه مصلحت در نجات او نيست درخواست او بر طرف گرديد، و جواب خداوند مطابق مضمون درخواست نوح بوده است.
(إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ) يعنى تو را بر حذر ميدارم كه از نادانان باشى.
يعنى از نادانان مباش، و جبائى گفته است: يعنى من تو را پند ميدهم تا در نتيجه از زمره نادانان نباشى و مسلماً پند خداوند روى نادانى نوح نبوده و او از كار قبيح مبرا است.
[١]- سوره زمر آيه ٦٥