ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٣ - تفسير
اينكه مردم را به پيروى خود ميخواندند، كه يكى عذاب گمراهى است و ديگرى عذاب گمراه كردن و باز داشتن مردم از راه خدا.
(ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَ ما كانُوا يُبْصِرُونَ) در معناى اين جمله نيز چند وجه ذكر شده:
١- عذاب آنها مضاعف گردد بخاطر آنكه اينان ميتوانستند بشنوند ولى نشنيدند و مىتوانستند به بينند ولى از روى عناد و دورى از حق نديدند كه لفظ «باء» را در اول جمله تقدير بگيريم و بگوئيم «بما كانوا يستطيعون ...» بوده است، چنانچه شاعر در شعر خود گفته:
|
نغالى اللحم للاضياف نياً |
و نرخصه اذا نضج القدور[١] |
|
كه در اصل «نغالى باللحم» بوده است، و اين وجهى است كه فراء و بلخى گفتهاند، و در حقيقت معناى چهارمى هم براى جمله(يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ) ميشود.
٢- اينان بخاطر آنكه شنيدن آيات خدا بر ايشان سنگين بود و تذكر و فهم آنها را خوش نداشتند بمنزله آن كسانى قرار گرفتهاند كه اصلا قدرت شنيدن نداشتند، و چون ديدنشان نيز سودى براى آنها نداشت و از تدبر در آيات رو گردان بودند همانند كسانى بودند كه اصلا آيات خدا را نمىديدند، و اين مانند همان شعرى است كه اعشى گفته:
|
ودّع هريرة ان الركب مرتحل |
و هل تطيق وداعاً ايها الرجل[٢] |
|
و ما ميدانيم كه اعشى قدرت بر وداع را داشته اما از جهت اينكه وداع بر او گران و سنگين بوده يكسره قدرت بر وداع را از خود سلب كرده است.
٣- منظور خدايان و بتهاى آنها است كه خدايان آنها قدرت شنيدن و ديدن نداشتند و اين وجه از ابن عباس نقل شده و قدرى بعيد است.
[١]- گوشت نپخته را براى ميهمانان بقيمت گران خريدارى كرده و در ديگها پخته و از آنان پذيرايى ميكنيم.
[٢]- با هريرة وداع كن كه كاروان ميرود، و آيا طاقت وداع دارى اى مرد!