ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٠ - تفسير
جواب بشنود.
(وَ إِنَّا لَصادِقُونَ) و ما در آنچه بتو مىگوييم راستگو هستيم. اينجا سخن برادر بزرگ و سفارشش ببرادران پايان مييابد. و پسران يعقوب بسوى كنعان حركت ميكنند.
(قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً) يعنى برادران پس از اين گفتگو بكنعان آمدند و جريان را بتفصيل براى پدر نقل كردند، يعقوب هم گوش داد تا سخنان آنها كه تمام شد گفت: گمان نميكنم جريان اينطورى باشد كه شما مىگوييد بلكه نفسهاى شما كارى را برايتان جلوه داده و آراسته است ...
(فَصَبْرٌ جَمِيلٌ) كار من اين است كه صبرى جميل پيشه سازم صبرى كه بىتابى در آن نباشد.
(عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعاً) اميد است خدا همه را يعنى يوسف و ابن يامين و روبيل را- يا شمعون يا لاوى يا يهوذا را طبق اختلافى كه بود- بنزد من بازگرداند.
(إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ) كه براستى او نسبت به بندگانش دانا و در تدبير كار خلق فرزانه و حكيم است.
(وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ) يعنى چون خبر بازداشت ابن يامين را شنيد از شدّت اندوهى كه باو دست داد از فرزندان رو بگردانيد، و خاطره يوسف در دل او تجديد شد زيرا بوسيله ابن يامين خود را در فراق يوسف تسلى و دلدارى ميداد.
(وَ قالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ) و گفت: اى دريغا- اى درازى اندوه من- بر يوسف.
و از سعيد بن جبير نقل شده كه گفته است: خدا به اين امت در وقت مواجه شدن با مصيبت چيزى عطا كرده است كه به پيمبران پيش از ايشان عطا نكرده و آن ذكر:
(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) است كه اگر به پيمبران عطا كرده بود بيعقوب ميداد كه گفت:
(يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ).
(وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ) و ديدگانش از شدت اندوه و گريه سفيد شد و چون گريه بخاطر اندوه بوده است سفيد شدن چشم را بهمان اندوه منسوب داشته است، و از امام صادق ٧ پرسيدند: اندوه يعقوب در فراق يوسف چه اندازه بود؟ فرمود: