ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٥ - تفسير
[سوره يوسف (١٢): آيات ٢١ تا ٢٢]
(وَ قالَ الَّذِي اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ لامْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْواهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (٢١) وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (٢٢))
ترجمه:
و آن كس كه در مصر او را خريدارى كرد بزنش گفت: مقام او را بسيار گرامى دار شايد ما را سودى دهد يا او را بفرزندى خويش بگيريم، و اينچنين يوسف را بتمكين و اقتدار رسانيديم و تا تعبير خوابها (يا داستانها) را بوى ياد دهيم و خدا بر كارش مسلط و غالب است ولى بيشتر مردم نميدانند (٢١) و چون بسن رشد (و كمال) خود رسيد فرزانگى و دانشى بدو داديم و اينچنين نيكو كاران را پاداش دهيم (٢٢).
شرح لغات:
ثوى: اقامتگاه.
اشدّ: جمعى است كه مفرد ندارد، و برخى گفتهاند: اگر چه بر وزن جمع است اما مفرد ميباشد، و برخى گفتهاند: جمع است و واحد آن شدّ است. و معنى آن كمال و رشد است.
تفسير:
در اين آيات خداى سبحان سر نوشت يوسف را پس از فروختن بيان فرموده گويد: