ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٢ - تفسير
(قالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ) به زليخا گفت اين نيرنگ شما (زنان) است كه براستى نيرنگ شما بزرگ است، و برخى گفتهاند: اين جمله دنباله سخن همان شاهد و گواه است و اينكه نيرنگ و مكر زنان را ببزرگى توصيف كرده بدانجهت بود كه آن زن وقتى شوهر خود را دم در ديد بدون اينكه كوچكترين واهمه و دهشتى باو دست دهد و در كار خود سرگردان و متحير شود بلا درنگ گناه را بگردن يوسف ٧ انداخت (و خود را بىتقصير و بلكه بصورت مدّعى جلوه داد) و ديگر آنكه تأثير نيرنگ زنان- اگر چه كم باشد- در دل مردان بيشتر از حيله و نيرنگ مردان است اگر چه نيرنگشان زياد باشد.
(يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا) بگفته ابن عباس: يعنى شاهد مزبور بيوسف گفت:
اى يوسف از اين داستان در گذر و ديگر از اين مقوله سخنى بر زبان نياور كه در شهر شايع نشود، و برخى گفتهاند: گوينده اين حرف همان شوهر زليخا بود. و ابو مسلم و جبائى گفتهاند: معناى اينجمله آنست كه اى يوسف از اين ماجرا درگذر و براى اثبات پاكدامنى و برائت خويش آن را جايى نقل نكن زيرا پاكدامنى و برائت تو آشكار شد.
سپس رو بزليخا كرده گفت:
(وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ) و از شوهرت بخواه تا تو را بكيفر اين گناه و خيانت مؤاخذه و تنبيه نكند.
(إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخاطِئِينَ) كه براستى تو از خطا كاران و گنهكاران هستى. و برخى گفتهاند:
شوهر زليخا مرد غيورى نبود و خداوند روى لطفى كه بيوسف داشت غيرت را از وى گرفته بود تا يوسف از شرّش محفوظ بماند، و از همين رو بود كه بيوسف گفت:
«از اين ماجرا درگذر» و بهمين مقدار اكتفاء كرد و بدنبال آن اقدام ديگرى نكرد.
و قول ديگر آنست كه آنها در ضمن بت پرستى خدا را هم مىپرستيدند و معناى(وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ) يعنى از خدا آمرزش بخواه و بدرگاه او توبه كن كه گناه از تو بوده و يوسف گناهى نكرده است.