ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٢ - تفسير
ميدانى براى چه بينائيت را بردم و پشتت را (از اندوه) خم كردم؟ براى آنكه گوسفندى ذبح كرديد و مسكينى كه روزهدار بود بنزد شما آمد و او را غذا نداديد، از آن پس يعقوب هر گاه ميخواست غذا بخورد دستور ميداد تا كسى ندا كند هر مسكينى كه ميخواهد غذا بخورد بخانه يعقوب بيايد و با او غذا بخورد. و هر گاه روزه ميگرفت دستور ميداد كسى ندا كند: هر كس روزهدار است با يعقوب افطار كند. و اين روايت را حاكم ابو عبد اللَّه حافظ در صحيح خود روايت كرده است.
(وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ) ابن عباس گفته: يعنى من ميدانم كه خواب يوسف راست است و او زنده است و مطابق آن خوابى كه ديده است بزودى شما در برابرش سجده خواهيد كرد، و عطا گفته: يعنى از رحمت خدا و قدرتش چيزهايى ميدانم كه شما نميدانيد. و در كتاب «النبوة» بسندش از سدير صيرفى از امام باقر ٧ روايت كرده كه فرمود: يعقوب دعا كرد كه خداوند ملك الموت را نزد او بفرستد، و چون ملك الموت بنزد يعقوب آمد و پرسيد چه حاجتى دارى؟ يعقوب گفت: آيا روح يوسف را در ميان روحهايى كه بر گرفتهاى ديدار كردهاى؟ گفت: نه، يعقوب دانست كه او زنده است.
(يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ) اى پسران من برويد و از يوسف و برادرش ابن يامين جستجو كنيد. و سدى گفته: وقتى فرزندان رفتار پادشاه مصر را براى او نقل كردند يعقوب گفت: شايد وى يوسف باشد و از اينرو بدانها گفت: برويد و از او و برادرش جستجو كنيد، يعنى برويد و از نزديك وضع آن دو را به بينيد و بپرسيد: نام پادشاه مصر چيست و آئينش چيست؟ زيرا در دل من افتاده كه او يوسف است كه ابن- يامين را نزد خود نگاه داشته و اينكه او را طلبيد و پيمانه را در بارش نهاد براى همين بود كه او را نزد خود نگاه دارد.
(وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ) و از رحمت او- يا بگفته ابن زيد از فرج و گشايش خدا- مأيوس نشويد.
(إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ) ابن عباس گفته: يعنى مؤمن هر چه