ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٢ - شرح لغات
[سوره يوسف (١٢): آيه ٢٤]
(وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ (٢٤))
ترجمه:
و آن زن قصد او را كرد و يوسف نيز قصد آن زن را كرد اگر نديده بود برهان پروردگار خويش را اينچنين شد تا بدى و گناه را از وى دور كنيم كه براستى وى از بندگان برگزيده (و خالص) ما بود (٢٤).
شرح لغات:
همّ: در لغت بچند معنى آمده: ١- عزم و تصميم بر كارى چنانچه در گفتار خداى تعالى است كه فرموده:(إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ)[١] يعنى تصميم و عزم بر اينكار داشتند. ٢- بمعناى خطور در ذهن و گذشتن در خاطر اگر چه تصميم هم بر كارى نگيرند مانند اين آيه ديگر(إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما)[٢] يعنى بخاطرشان گذشت كه متفرق شوند، و دليل بر اين معنى جمله(وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما) است زيرا اگر همّ بمعناى تصميم بود همان تصميم و عزم بر گناه گناه است و خدا ولىّ كسى كه تصميم بر گناه و فرار از يارى پيغمبر- ٦- داشته باشد نيست.
٣- بمعناى نزديك شدن بانجام كار مانند آنكه گويند «همّ فلان أن يفعل كذا» يعنى نزديك بود فلان كار را انجام دهد. ٤- بمعناى دلخواه و خواسته دل چنانچه كسى كه چيزى را دوست دارد و طبعش بدان متمايل است ميگويد: «هذا أهمّ الاشياء الى» يعنى اين چيز محبوبترين چيزها نزد من است و در ضدّ آن ميگويد: «ليس هذا من همى» يعنى متمايل بدان نيستم.
و روى اينكه معانى «همّ» در لغت مختلف است بايستى «همّ» را در آيه بمعنايى
[١]- سوره مائده آيه ١١.
[٢] سوره آل عمران آيه ١٢٢.