ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٥ - تفسير
وى باطلاع او برسانى تا سبب اندوه و پيرى زودرس و نابينايى تو را براى پادشاه شرح دهد، و او بما گفته است: اگر برادر خود را همراه نياوريد آذوقهاى نزد من نداريد و ديگر ما را از درخواست آذوقه ممنوع كرده است.
(فَأَرْسِلْ مَعَنا أَخانا نَكْتَلْ) برادرمان ابن يامين را با ما بفرست تا روى حساب پيمانه (و معمولى كه دارد) از وى آذوقه بگيريم، كه اگر او را فرستادى پيمانه داريم و گرنه چيزى بما نخواهند داد. و بعضى بجاى «نكتل»- بنون- «يكتل»- بياء- قرائت كردهاند يعنى اگر ابن يامين را بفرستى او نيز براى خود بمقدار بار شترى پيمانه و آذوقه دارد كه باو ميدهند.
(وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ) و ما از آسيب و ناراحتى او را حفظ ميكنيم.
(قالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَما أَمِنْتُكُمْ عَلى أَخِيهِ مِنْ قَبْلُ) يعقوب گفت: در بردن ابن يامين نمىتوانم بر شما اعتماد كنم مگر همانطور كه در بردن يوسف بشما اعتماد كردم، شما تعهد كرديد كه او را محافظت كنيد ولى او را از بين برديد يا نابودش كرديد و يا از چشم من پنهانش نموديد، و با اينجمله آنها را در مورد داستان يوسف سرزنش كرد و گرنه ميدانست كه آنها ديگر در اينحال چنين كارى نميكنند.
(فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ) و نگهبانى خدا بهتر از نگهبانى شما است و او مهربانترين مهربانان است و باين حال ناتوانى و پيرى من رحم ميكند و او را بمن بازگرداند و در خبر است كه خداى سبحان بيعقوب گفت: بعزت خودم سوگند پس از اين توكل و اعتمادى كه بمن كردى هر دوى آنها را بتو باز ميگردانم.
(وَ لَمَّا فَتَحُوا مَتاعَهُمْ وَجَدُوا بِضاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ) و چون بارهاى خود را گشودند كالاهاى خود را كه براى مبادله و خريد آذوقه برده بودند مشاهده كردند كه (در بارها است و) بآنها بازگرداندهاند.
(قالُوا يا أَبانا ما نَبْغِي) از اينرو گفتند: پدر جان ما ديگر چه ميخواهيم و چرا از بردن برادرمان بنزد او خوددارى كنيم.- و اين معنى روى آنست كه «ما» را استفهامية بگيريم- و برخى آن را «نافيه» گرفتهاند و روى اين قول: يعنى آنچه ما