ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٥ - تفسير
و اين هر دو وجهى كه گفتهاند نيكو است.
و اما آيه(فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ) معنايش آن است كه آنها براى شناسايى و استعلام از گناهانشان پرسش نشوند از جهت اينكه خداى سبحان عالم به اعمال و كردار آنها است و نيازى به پرسش و سؤال نيست، بلكه پرسش و سؤالى كه از آنها ميشود از روى توبيخ و سر كوفت زدن بآنها است، و براى آن است كه آنان را ملزم و محكوم كنند چنانچه در آن آيه ديگر نيز كه فرمود(وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ) منظور همين است كه پرسش از روى سرزنش را تثبيت فرموده و سؤال از روى استعلام را نفى فرموده است و بنا بر اين تناقضى ميان اين آيات وجود ندارد.
(فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ) و با اين جمله خداى سبحان خبر ميدهد كه آنها دو دستهاند، دستهاى اشقياء و بدبختان كه سزاوار عقاب و عذابند، و دسته ديگر سعداء و نيكبختان كه مستحق ثواب و پاداش نيكاند و شقاوت نيرو و قوه اسباب بلاء است چنانچه سعادت قوه اسباب نعمت است، و شقى آن كسى است كه بكردار زشت خود در نافرمانى خدا بدبخت گشته، و سعيد آن كسى است كه بكار نيك در راه فرمانبردارى و اطاعت خداوند خوشبخت گرديده، و مرجع ضمير در «منهم» مردم هستند كه در آيه پيشين يعنى در آيه(مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ) ذكر شده بود، و برخى گفتهاند: به «نفس» در جمله(لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ) بر ميگردد زيرا «نفس» اسم جنس است.
(فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ) يعنى آنان كه در اثر اعمال زشت مستحق عذاب و در نتيجه بدبخت شدهاند در آتش دوزخ خواهند بود، و اينكه پيش از ورود بدوزخ آنها را به شقاوت توصيف فرموده براى آنست كه وضع آنان طورى است كه بدوزخشان ميكشاند و منجر به بدبختيشان ميشود. و اين حديث كه از رسول خدا- ٦- روايت شد كه فرمود:
«الشقى شقى فى بطن امه»
- بدبخت در شكم مادرش بدبخت است- منظور خبر دادن از وضع آينده آن كسى است كه در اثر ارتكاب اعمال زشت ببدبختى گرايد و همان اعمال زشت او را بدوزخ كشاند، چنانچه در مورد كسى كه پدر پيرى دارد گويند «او يتيم است» يعنى بزودى يتيم شود- نه آنكه الان