ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣١ - تفسير
با جديت و كوشش زراعت كنيد.
(فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ) و هر چه را در اين هفت سال درو كرديد در همان خوشه خودش بگذاريد و دانه را از پوست جدا نكنيد.
(إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ) مگر اندكى كه بمصرف خوراكتان ميرسانيد.
و اينكه يوسف دستور داد دانهها را در خوشه بگذارند و از پوست جدا نكنند براى آن بود كه وقتى دانه در خوشه بود از فساد محفوظتر است و سالمتر ميماند.
يعنى هر چه را ميخواهيد بمصرف خوراكتان برسانيد بكوبيد، و بقيه را در همان خوشه انبار كنيد، و بعضى گفتهاند: علت اينكه چنين دستورى بآنها داد اين بود كه گندم و امثال آن تا در خوشه است كرم بآن آسيبى نميرساند اگر چه مدت زمانى بگذرد، اما وقتى از خوشه بيرون آمد در معرض آسيب كرم قرار ميگيرد.
(ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ سَبْعٌ شِدادٌ) و پس از آن هفت سال سخت پيش ميآيد كه مردم دچار قحطى ميشوند.
(يَأْكُلْنَ ما قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ) كه در آن چند سال هر چه را انبار كرده و فراهم نمودهايد همه را ميخوريد. زيد بن اسلم گفته: يوسف خوراك دو نفر را پيش يك نفر ميگذارد و آن يك نفر نصف آن را ميخورد تا روزى مشاهده كردند كه تمام آن را آن يك نفر خورد، به يوسف كه گفتند وى گفت: امروز اولين روز سالهاى قحطى است.
(إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ) بجز كمى از آنچه ذخيره كردهايد.
(ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ) و پس از اين هفت سال سختى، سالى ميآيد كه براى مردم باران ميبارد ... و برخى آن را از غوث و غياث گرفته و گفتهاند:
يعنى از قحطى نجات مىيابند.
(وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ) ابن عباس و مجاهد و قتاده گفتهاند: يعنى (نعمتها فراوان ميشود) و مردم ميوههاى درختى و دانه روغنى را مىفشارند مانند انگور و زيتون و كنجد و امثال آن. و برخى از عصرة و عصر و اعتصار گرفته و گفتهاند: يعنى از خشكسالى نجات پيدا ميكنند.