ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩٣ - تفسير
شرح لغات:
فصل: بمعناى قطع است. و بحاكم نيز كه فيصل ميگويند براى آنست كه كارها را فيصله دهد.
تفنيد: سست پنداشتن و تضعيف رأى است. و «فند» بمعناى ضعف رأى است و گويند: اصل اين لغت بمعناى فساد آمده. چنانچه نابغه در شعر خود گفته:
|
الا سليمان اذ قال المليك له |
قم فى البرية فاحدوها عن الفند[١] |
|
تفسير:
(وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ) و چون قافله از مصر بيرون آمد و بسوى شام براه افتاد.
(قالَ أَبُوهُمْ) پدرشان يعقوب بفرزندانش كه پيش او بودند گفت:
(إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ) من بوى يوسف را مىشنوم. از امام صادق ٧ روايت شده كه فرمود: يعقوب در فلسطين بوى پيراهن يوسف را از فاصله مسير ده شب راه شنيد. و ابن عباس گفته: از مسير هشت شب راه بوى او را استشمام كرد. و حسن گفته: از هشتاد فرسخى آن را استشمام نمود. و اصم گفته: از مسير يك ماه. ابن عباس گويد: بادى وزيد و بوى پيراهن يوسف را بمشام يعقوب رسانيد، و دنبال آن گفته:
باد صبا از خداى تعالى اجازه گرفت كه قبل از رسيدن بشير و آوردن پيراهن يوسف بوى آن را بمشام يعقوب برساند و خداوند اجازهاش داد، و از اينرو است كه هر غمناكى بباد صبا اندوهش را تخفيف دهد. و شاعران در وصف آن شعرها گفتهاند مانند اين شعر:
|
فان الصبا ريح اذا ما تنسمت |
على نفس مهموم تجلّت همومها[٢] |
|
[١]- شعر مزبور را نابغة در مدح نعمان بن منذر پادشاه حجاز در زمان خود گفته و قبل از آن اين شعر است كه ميگويد:
|
و لا أرى فاعلا فى الناس يشبهه |
و لا احاشى من الاقوام من احد |
|
[٢]- باد صبا بادى است كه چون بر جان غمناكى بوزد غمهايش را بر طرف سازد. مترجم گويد: در اشعار شعراى پارسى زبان نيز در توصيف صبا بدين مضمون اشعار زيادى گفتهاند( از آن جمله حافظ گويد:
|
از صبا هر دم مشام جان ما خوش ميشود |
آرى آرى طيب انفاس هواداران خوش است |
|