ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٠ - تفسير
شرح لغات:
رؤيا: تصور معنى است در خواب بتوهم ديدن آن. زيرا عقل در خواب بحال خمودى است و چون انسان معنى را تصور كند خيال ميكند كه آن را ديده است.
تفسير:
از اينجا آغاز داستان يوسف است كه فرمود:
(إِذْ قالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ) هنگامى كه يوسف بپدرش يعقوب گفت. و يعقوب همان «اسرائيل اللَّه» است يعنى بنده خالص خدا و او فرزند اسحاق پيغمبر خداست و اسحاق فرزند ابراهيم خليل است، و در حديث است كه رسول خدا- ٦- فرمود
|
الكريم بن الكريم بن الكريم بن الكريم |
يوسف بن يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم |
|
(يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ) ابن- عباس گفته: يوسف در شب جمعه كه مصادف با شب قدر بود يازده ستاره در خواب ديد كه از آسمان فرود آمده و براى او سجده كردند و همچنين خورشيد و ماه را ديد كه از آسمان بزير آمده و براى او سجده كردند، و تعبير خورشيد و ماه: پدر و مادرش بودند و ستارگان برادران يازدهگانهاش.
و سدى گفته: خورشيد: پدرش بود، و ماه: خالهاش، زيرا مادرش راحيل از دنيا رفته بود.
و ابن عباس گفته: خورشيد مادرش بود، و ماه پدرش. و وهب گفته: يوسف هفت ساله بود كه در خواب ديد يازده عصاى دراز مانند دائره در زمين فرو رفته و عصاى كوچكى بر آنها حمله كرد تا آنها را از جا كنده و بر آنها فائق آمد، اين خواب را كه براى پدرش تعريف كرد پدر بوى گفت: زنهار كه اين خواب را براى برادرانت نقل نكنى. سپس در سن دوازده سالگى دوباره در خواب ديد يازده ستاره با ماه و خورشيد براى او سجده كردند، و چون آن خواب را براى پدر باز گفت يعقوب بوى گفت: اين خواب را براى برادرانت مگو كه براى تو نقشهاى ميكشند ... و ابن عباس و بيشتر مفسران گفتهاند: ميان خواب يوسف و رفتن پدر و برادرانش بمصر چهل سال طول