ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥١ - تفسير
علاقهمندتر از برادران ديگر بود، برادران نيز كه چنان ديدند شمعون را نزد او گذارده و رفتند.
(وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ) يعنى همين كه شتران آنها را بار كرد.
(قالَ ائْتُونِي بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِيكُمْ) بدانها گفت: برادر پدرى خود- يعنى ابن يامين- را همراه خويش بياوريد.
(أَ لا تَرَوْنَ أَنِّي أُوفِي الْكَيْلَ) مگر نمىبينيد كه من چيزى از مال مردم را كم نمىكنم و پيمانهشان را بطور كامل و تمام ميدهم.
(وَ أَنَا خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ) و من بهترين ميزبانانم كه «منزلين» را از «نزل» بمعناى خوراك بگيريم و برخى آن را از «منزل» بمعناى خانه گرفته و گفتهاند: يعنى من بهترين كسى هستم كه هر چيزى را بجاى خود مىنهم، و هر كارى را ببهترين وجهى انجام ميدهم، و موضوع ضيافت و ميزبانى نيز داخل در اين معنى است.
(فَإِنْ لَمْ تَأْتُونِي بِهِ فَلا كَيْلَ لَكُمْ عِنْدِي) و اگر او را نزد من نياوريد خوراكى كه آن را براى شما در پيمانه بريزم و بشما بدهم پيش من نداريد.
(وَ لا تَقْرَبُونِ) و بخانه و ديار من نزديك نشويد. و با اينجمله آن حضرت وعده و وعيد و نويد و تهديد را بهم آميخت.
(قالُوا سَنُراوِدُ عَنْهُ أَباهُ) گفتند: ما او را از پدرش ميخواهيم و درخواست ميكنيم تا همراه ما روانهاش كند. و ابن عباس گفته: يعنى نيرنگى ميزنيم و نقشهاى ميكشيم تا او را همراه ما بفرستد.
(وَ إِنَّا لَفاعِلُونَ) و ما اينكار را انجام ميدهيم. و يوسف ٧ در اينوقت دستور داده بود مترجمانى كه زبان عبرى بلد بودند با آنها تكلم كنند و خود او با آنها تكلم نميكرد تا امر بر آنها مشتبه بماند و او را نشناسند زيرا اگر يوسف را مىشناختند ممكن بود از خجالت و شرمى كه از پدرشان مىكشيدند بكنعان بازنگردند و بجاى ديگرى بروند و دست از خدمتكارى پدر بردارند، و بهر ترتيب شناختن يوسف براى آنها موجب مفسده و تباهى حالشان بود.