ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٥ - تفسير
چند سال (ديگر) در زندان بمان.
و در حديث ديگر است كه يوسف براى جبران اينكار بگريست تا حدى كه ديوارها با وى بگريه در آمدند، و زندانيان از گريهاش متأذى و ناراحت شدند، و پس از مذاكره با او قرار گذاشتند كه يك روز گريه كند و روز ديگر را ساكت و آرام باشد، و روزى كه ساكت و آرام بود براى وى بدتر از روز گريه بود.
سخنى كه در اينجا هست اين است كه استعانت از بندگان و توسل بدانان در مورد دفع زيانها و رهايى از مشكلات جايز است و كار قبيح و زشتى نيست و بلكه گاهى از اوقات واجب ميشود، و پيغمبر ما- ٦- در كارهاى خود از مهاجر و انصار و ديگران كمك ميخواست و بدانها استعانت مىجست و اگر استعانت بغير خدا خدا جايز نبود و كار قبيحى بود آن حضرت اينكار را نميكرد، و از اينرو اگر اين روايات صحيح و درست باشد بايد گفت: اين سرزنش و عتاب يوسف ٧ براى ترك آن عادت پسنديدهاى بود كه در آن حضرت وجود داشت كه در برابر مشكلات صبر ميكرد و در تمام كارهاى خود و در هر بلا و سختى تنها بخداى سبحان توكل ميكرد، و اين داستان درسى است كه بانسان ميآموزد كه در برابر سختيها و نزول شدائد بايد از خداى تعالى استعانت جست و بدو پناه برد اگر چه كمك جستن و استعانت از بندگان خدا نيز جايز است.
و در اينكه چه مقدار را «بضع» گويند اختلاف است:
١- ابو عبيدة گفته: بضع ما بين سه تا پنج است.
٢- قطرب گفته: از سه تا هفت است. و همين قول از مجاهد نيز نقل شده.
٣- اصمعى گفته: از سه تا نه را بضع گويند، و قتاده نيز چنانچه گويند همين قول را اختيار كرده.
٤- ابن عباس گفته: بكمتر از ده بضع گويند.
٥- بيشتر مفسران گفتهاند: منظور از بضع در اين آيه هفت سال است، و كلبى گفته: اين هفت سال، غير از پنج سالى بود كه قبلا در زندان مانده بود.