آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٦ - در حوزه و دانشگاه
و قرب خدا، بسيار با ما متفاوت بود. اگر بخواهيم به راستي مبلغ دين، مروج قرآن و نشر دهنده فرهنگ اهلبيت باشيم، بايد محکمات قرآن را که همه ميفهمند و نيازي به تفسير، تبيين، تأويلات متون و... ندارند، درست به کار گيريم.[١]
در حوزه و دانشگاه
وقتي در سال ١٣٣١ شمسي به قم آمدم، سطوح عالي کفايه و مانند آن را ميخواندم و استاد مطهري همان سال از قم به تهران رفته بود. آشنايي بنده با شهيد مطهري بيشتر در زمينه کتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم و حواشي او بر آن شکل گرفته بود. اين اثر تازه به چاپ رسيده و مورد توجه طلاب جوان قرار گرفته بود.
علاقه ما به استاد از همين جا آغاز شد و پس از آشنايي و رفت و آمد با علامه طباطبايي، استاد مطهري را نيز در آنجا ملاقات ميکرديم. وي گاه در مباحثههاي گوناگون يا جلسات شبهاي پنجشنبه و جمعه شرکت ميکرد. در سالهاي نخست، البته ارتباط زيادي برقرار نشد؛ به دليل اينکه بيشتر فرصت آن شهيد در دانشگاه سپري ميشد و ما نيز سرگرم تحصيل در حوزه بوديم. از هنگام آغاز نهضت روحانيت، به رهبري امام خميني(قدس سره) که حرکتهاي اجتماعي و سياسي در حوزه و دانشگاه و ساير قشرهاي مردم شکل گرفت، ارتباط ما با شهيد مطهري بيشتر شد. گاه، در زمينه مسائل سياسي، اجتماعي و موضوعات ديني، نشستهايي داشتيم و از رهنمودها و تجربيات آن انديشمند وارسته بهره ميگرفتيم و اين تا زمان شهادت وي ادامه داشت.
شهيد مطهري، به اقتضاي روحاني بودنش، علاقهمندان را در حوزه، دانشگاه و جامعه، با مسائل ديني و پرورشهاي مذهبي آگاه ميساخت؛ معارف ديني را تبيين
[١] سخنراني در جمع طلاب سپاه و بسيج كرمانشاه،