آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٢ - افشاي انحراف
تقريباً نيم قرن پيش، امواجي منفي که آهنگ ماترياليسم[١] و کفر داشتند به ايران هجوم آوردند و گروهي از جوانان را در کام مادهگرايي و افکار مُلحدانه فرو بردند. مؤمنان و عالمان متعهد بسيار خون دل خوردند. عالمي مجتهد زحمت ميکشيد و جواني را با اسلام، ديانت، نماز و مسجد پرورش ميداد؛ وقتي اين جوان وارد دانشگاه ميشد، نمازشبخوان بود؛ اما پس از يک سال در آن فضاي غبار آلود و نااميد کننده، ميشد منکر خدا! کسي که دامن همت به کمر زد و در برابر اين امواج خروشان ايستاد، علامه مطهري بود و او علامه طباطبايي را کمک کرد تا فلسفههاي مادي را نقد و از موازين اعتقادي، با حکمتهاي عالي و برهانهاي قوي دفاع کند. اگر شهيد مطهري در اين عرصهها گام نمينهاد، شايد ميليونها مسلمان گمراه ميشدند. او بود که اين التهابهاي انحرافي را سرکوب و اين موج مخرب را برطرف کرد.[٢]
افشاي انحراف
تبليغات دروغين، داستاني است که هم تاريخ به گونه انکارناپذير نقل کرده، هم در
[١] ماترياليسم ديالکتيک (Dialectical Materialism) يا مادهباوري نظريهاي بود که توسط انگلس در کتابهاي آنتي دورينگ و ديالکتيک طبيعت فرمولبندي شد و مارکس هم بهطور پراکنده از آن بحثهايي به ميان آورد. براساس اين نظريه بنيان هستي بر ماده استوار است و تمامي صورتهاي هستي ريشه مادي دارند که براساس قوانين ديالکتيک دگرگون ميشوند.
انگلس اين برداشت را از فلسفه آلماني که در انديشه هگل به کمال خود رسيده بود برگرفت. کل فرايند حرکت تکامل غيرمکانيکي و کيفي است که از سطوح پايين به بالا حرکت ميکند، اما قوانين طبيعي حاکم بر کل اين فرايند، مستقل از اراده و کنترل انسان هستند. انگلس با الهام از انديشههاي هگل اعتقاد داشت تمام جهان طبيعي، تاريخي و فکري تحت عمل سه قانون قرار دارد: قانون تحول کميت به کيفيت و برعکس (قانون جهشي)، قانون تداخل اضداد و قانون نفي نفي. گئورگي پلخانف دوست و همفکر انگلس و لنين اعتقاد داشت که ماترياليسم تاريخي را ميتوان از اين قوانين بهدست آورد. لنين اين سه قانون را پذيرفت و استالين تغييراتي در آن پديد آورد و ديکتاتوري پرولتاريا را مطرح کرد و اصل نفي نفي را کنار گذاشت (اقتباس از فرهنگهاي علوم سياسي).
[٢] سخنراني در يادواره شهداي کرمان، (١٠/٢/١٣٨٠).