آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٠ - تفکيک حق از باطل
ايشان چيزي را با صراحت انکار نميکنند، اما بهتدريج پيش ميروند و ميگويند خدا و پيامبر نقدپذير هستند؛ احکام شرعي نيز مربوط به گذشته است و اسلام با اجتماع و سياست کاري ندارد. از همين چندگونه سخن گفتن ميتوان فهميد اينان دروغگو، شياد و منافقاند. اين پراکندهگويي، زير و رو کردن و انکار احکام، ضروريات و معارف اسلام که نامش را حمايت از اسلام نهادهاند، چه معنايي دارد؟
حرف هرکسي را نبايد دربست پذيرفت. وقت کافي بگذاريد؛ مسائل را بررسي کنيد؛ به مطالعه بپردازيد؛ هر چيزي را از اهلش بپرسيد؛ کتابهاي مدعي را بخوانيد؛ خودتان درصدد تحقيق برآييد و حق را از باطل تفکيک کنيد.
شهيد آيتالله مطهري در صف مقدم کساني بود که اين تفکرهاي انحرافي و مخرب را معرفي و نقد کرد و حقايق را روشن ساخت و با تأکيد بر اين مطلب که باطلْ وجودي تبعي، طفيلي و موقت دارد، يادآور شد آنچه استمرار دارد حق است. جامعهاي که به سوي اين باطلها ميگرايد محکوم به فناست. از حق بريدن يعني فاني شدن: کل شيء هالک الاّ وجهه؛[١] و يبقي وجه ربّک ذوالجلال و الاکرام.[٢]
باطلانديشانِ حقنما تظاهر به مذهب ميکنند، در حاليکه در باطن ضد مذهباند. اينان ميخواهند مؤمنان را فريب دهند. پس تلاشهاي فکري خود را در خدمت هواي نفس و شيطنت قرار ميدهند. امکان دارد باطل بهطور ظاهري و موقت پيروز شود، اما ناگهان حق از کمينگاه بيرون ميآيد و آن را نابود ميکند.
شهيد مطهري تأکيد ميکرد اين نمودهاي باطل و فراگيري ظلمت آن نبايد شما را نااميد کند. البته بايد به ايمان و تقوا مجهز، و مراقب باشيد که اينها شما را فريب ندهند، زيرا باطل نيروي حق را به خدمت ميگيرد و مانند انگلي که از خون بدن انسان تغذيه
[١] عنکبوت(٢٩)، ٨٨. [٢] الرحمن(٥٥)، ٢٧.