آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٨ - تبيين مفهوم ولايت
امام خميني(رحمه الله) و فرزندان معنوي او، شهيد مطهري، دکتر بهشتي و ديگران توضيح دادند که ولايت فقيه نهتنها ديکتاتوري و فاشيستي نيست، بلکه شايستهترين، عاقلانهترين و حکيمانهترين شکل حکومت است که تا به حال به فکر بشر رسيده است. وليفقيه حق ندارد به دلخواه خود دستور دهد و حکم صادر کند، بلکه اگر عملاً در رفتار شخصي خود گناه يا عملي مخالف عدالت انجام دهد، از مقام ولايت برکنار ميشود. اين شرايط را مقايسه کنيد با وضع حکومتي که در کشورهاي به اصطلاح دموکرات وجود دارد؛ که رئيسجمهور با تقلب يا تبليغات کاذب به قدرت ميرسد و در واقع، کارتلهاي سرمايهدار، زرسالاران آنها را سر کار ميآورند. همچنين وقتي چنين شخصي به قدرت ميرسد، به فساد اخلاقي، سوء استفاده مالي و استفاده نادرست از قدرت روي ميآورد، ولي متأسفانه نهتنها کسي به اين روند پرآفت اشکال نميگيرد، بلکه آن را به منزله مصداق دموکراسي ميپذيرند و بهترين شکل حکومت ميدانند!
اما در حکومت ولايت فقيه، کساني که ميخواهند ولي فقيه را انتخاب کنند، بايد اهل تشخيص بوده، شرايط رهبري را بهتر از ديگران بدانند. اين افراد، خودشان فقيه و مجتهد هستند و اگر در حوزه انتخابيه خود به دينداري، تقوا، توانايي علمي، درستکاري و انصاف شناخته شده باشند، بهترين فرد (خبره) از سوي مردم برگزيده ميشوند، تا به مجلس خبرگان بروند و رهبر را تعيين کنند.
بنابراين، نظريه «ولايت فقيه» از لحاظ انسجام، کاملترين نظريه، از لحاظ روش انتخاب، اطمينانبخشترين روش و از لحاظ ضمانت مشروعيت، کاملترين است، زيرا با يک تخلف، ولي فقيه از ولايت برکنار ميشود، و اطاعت ولي فقيه تا زماني واجب است که در خط اسلام باشد و به دستورات اسلام عمل کند؛ اگر جايي بخواهد تخلف کند، ديگر اطاعتش واجب نيست. آيا راهي بهتر
از اينها هست؟ اين راهي است که ائمه اطهار(عليهم السلام) براي ما بيان کردند و نيز در زمان غيبت، علماي بزرگ و در دوران معاصر،