آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٠ - کشتي نجات
باشد که در هر حال و هر بُرههاي از عمرش، کوشيد تا بفهمد وظيفهاش چيست و بزرگترين خدمت در راه راهنمايي ديگران و رهاييشان از گمراهي کدام است. او از هيچ فرصتي براي گام برداشتن در اين راه کوتاهي نکرد؛ همواره ميخواست رو به جلو برود؛ چه آن زماني که در حوزه بود و چه آن وقتي که احساس کرد به دليل شرايطي، بايد به جز روش سنتي حوزه، از روشي ديگر بهره برد. او ميدانست که سربازان شيطان، سنگرهاي دانشگاه را اشغال کردهاند و در اين محيط علمي و آموزشي، کسي نيست که بتواند پاسخگوي شبهات و اشکالات وارد شده بر دين باشد، و اگر هم باشد، راه استفادهاش را نميداند. او فهميده بود که عدهاي چنين تواني دارند، اما حصاري دور خود کشيده، مشغول کارها و پژوهشهاي خويش هستند؛ توجهي به محيط پيرامون، نسل جوان و قشرهاي جامعه که در معرض الحاد و نابودي هستند ندارند و اگر هم دارند، نميدانند بايد چگونه و از کجا آغاز کنند.
بنابراين او کوشيد در حوزه علميه معلوماتي کسب کند، تا بتواند تکليفي را که بر او واجب شده، و وظيفهاي را که خداوند برايش معين کرده است، انجام دهد. در کنار فراگيري علم، با مطالعاتي جنبي، خود را آماده کرد تا بتواند در محيط دانشگاه، براي اين نسل تشنه و در معرض نابودي و گمراهي، خدمات فرهنگي مناسب ارائه کند. استاد مطهري عهدهدار چنين برنامهاي شد تا نابترين، عميقترين و ژرفترين مباحث کلامي و حکمت اسلامي را به زباني ساده، رسا و قابل فهم و درک براي نسل جوان و نيز با برخوردي صميمي، عاطفي و با ملاحت بيان کند. وي عاشق کارش بود و به شدت با التقاط و انحرافات عقيدتي مبارزه ميکرد. گرچه گاهي در گوشه و کنارْ برخي شاگردانش حرکاتي ميکردند و او را ياري ميدادند، ولي مطهري، خودش محور مبارزات در دانشگاه، ـ يعني مرکز نشر افکار گوناگون ـ بود.[١]
[١] سخنراني در مراسم تجليل از استادان و محققان مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(رحمه الله)، (١٤/ ٢/١٣٨٢).