آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢١ - برنتافتن برداشت هاي سطحي
و رهبري مانند متجددهاي امروز، انديشهاي دموکراتمآبانه داشتند و ميگفتند خلافت بايد با انتخاب آزاد صورت گيرد؛ و با اين ديدگاه هم در برابر شيعه و هم در برابر اهل سنت قرار گرفتند.
به هر روي اين انشعاب در اسلام از آنجا پديد آمد که چنين افرادي ظاهر را ميديدند؛ نگاه تيزبيني نداشتند و به هر واقعهاي برميخوردند، آن را درست ميپنداشتند؛ زيرا به عمق قضيه کاري نداشتند.
مردي از اصحاب اميرالمؤمنين(عليه السلام) در جنگ جمل سخت دچار ترديد شد. از سويي حضرت علي(عليه السلام) و شخصيتهاي برجستهاي را که در رکابش ميجنگيدند مشاهده ميکرد و از سوي ديگر، در طرف مقابلْ عايشه همسر رسول اکرم(صلى الله عليه وآله)، و طلحه و زبير را ميديد. عايشه بر حسب آيه قرآن چون همسر پيامبر است، مادر امت اسلامي محسوب ميشود.[١] طلحه از پيشتازان خوشسابقه و سلحشور صدر اسلام در چندين غزوه بود. زبير نيز خدمات ارزندهاي داشت و حتي در روز سقيفه از جمله کساني بود که به دليل اعتراض به آن حرکت، در خانه حضرت علي(عليه السلام) متحصن شد. آن مرد بصري با حيرتي بسيار به محضر اميرمؤمنان(عليه السلام) شرفياب شد و گفت: آيا امکان دارد اين سه نفر بر باطل باشند؟ علي(عليه السلام) در پاسخ، سخني استوار دارد.[٢] آن حضرت فرمود: سرت کلاه رفته و حقيقت بر تو اشتباه شده است. حق و باطل را نميتوان با ميزان قدر و شخصيت افراد شناخت و درست نيست افراد را مقياس سنجش حق و باطل قرار دهي، بلکه اين حق و باطل است که بايد مقياس اشخاص و کارنامه آنان باشد.[٣]
[١] «و أزواجه أمّهاتهم»، احزاب (٣٣)، ٦. [٢] دکتر طه حسين دانشمند و مورخ مصري ميگويد: «پس از اينکه وحي قطع شد و نداي آسماني خاموش گشت، سخني محکمتر از اين کلام شنيده نشده است» (علي و بنوه، ص ٤٠). [٣] روضه الواعظين، ص ٣١.