آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٧ - نغمه نفاق
شماري از علما و اهل مذهب مطرح ميکنند، بلکه بايد يک قرائت ديگر از مفاهيم اسلامي ارائه کرد.
بد نيست به منزله يک نکته تاريخي و براي يادآوري و عبرتآموزي جوانان، به برخي کژانديشيهاي آن دوران اشاره شود. گروهي پيدا شدند که برخي از آنان درسهاي علوم اسلامي را در حوزهها خوانده بودند؛ حتي برخي از ايشان در درسهاي ما هم شرکت کرده بودند. اينان در آغاز انسانهايي معتقد، متدين و خوشفکر بودند، اما ناگهان دچار انحراف شدند. گاه يک انسان در سلامت کامل به سر ميبرد و مشکلي هم ندارد. ناگهان ميبيني رنجور و ضعيف شده؛ رنگ چهرهاش پريده و سر و کارش با پزشک، دارو و بيمارستان ميافتد. شگفتزده ميشوي که اي آقا! شما که باکي نداشتي؛ بيمار نبودي؛ چطور شد؟ پاسخ ميدهد ويروسي به اندامهاي بدنم هجوم آورده و مبتلايم ساخته است. پس از بررسي معلوم ميشود سلولهاي ايمني بدن و عواملي که بايد وي را در برابر بيماريها نگاه دارند، ضعيف بوده است. بنابراين ميکروبها به خون راه يافته و او را درگير بيماري کردهاند. در مسائل عقيدتي و فکري نيز اينگونه است. آن شاگرد درسخوان، مؤمن و اهل عبادت گرفتار يک انحراف و التقاط شده است و لذا ناگهان ميآيد و ميگويد ما قرآن را قبول داريم؛ اسلام را ميپذيريم؛ ولي معناي آيات قرآن چيزي ديگر است. براي نمونه ميگفتند کلمه «آخرت»، «يوم آخر» و «قيامت» به معناي روز قيام، فرمان جنبش و حرکت است، که البته نبايد اين قيام را آشکار کرد؛ فعاليت زيرزميني است و اگر زمان و چگونگي قيام افشا شود نميتوان به مبارزه ادامه داد. همچنين ميگفتند «جن» يعني مخفيانه عمل کردن، استراتژيک بودن و رعايت تاکتيکها. براي «غيب» نيز تفسيرهايي انحرافي داشتند. آنان در زمينه تفسير قرآن کتابها نوشتند و برخي شخصيتها همين مطالب را به نام تفسير قرآن درس ميدادند. از جمله آثاري که با اين روش آفتزده و بيمار به رشته نگارش در آمد، کتاب