آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٠ - دفاع مقدس در برابر تهاجم فکري
دفاع مقدس در برابر تهاجم فکري
چيزي که مطهري، سالهايي پربرکت از عمر باعزتش را برايش صرف کرد و جانش را نيز بر سر آن نهاد، مبارزه با انحرافات فکري بود، که امروز نمونههايي بسيار در جامعه ما دارد. بيشک اگر او اکنون زنده بود، اجازه نميداد برخي از اين کژرويهاي فکري مطرح شود، زيرا پيش از طرح شبهه، پاسخش را مينوشت؛ بحث ميکرد و اصلاً زمينه طرح چنين شبهههايي را از بين ميبُرد. براي نمونه همين قرائتهاي جديد که با آن مباني فکري اسلام، انقلاب و حتي سخنان امام خميني(رحمه الله) و شهيد مطهري(رحمه الله) را تحريف ميکنند، چيزي جز نسبت دروغ نيست و اگر مطهري زنده بود، بيشک هيچ يک از اينها را نميپذيرفت.[١]
در روزگار مطهري، اگر شبههاي مطرح ميشد، اينگونه نبود که در لابهلاي کتابهاي فلسفي و کلامي بگردند و پاسخش را بيابند، بلکه ـ به قول علامه طباطبايي(رحمه الله) ـ شبههها نقل قهوهخانهها شده بود. ترديدهاي گوناگوني که از در و ديوار ميباريد، در باورها و انسجام مذهبي مردم گُسلها و گُسستهايي به وجود ميآورد. نشريات، جرايد و رسانهها بهويژه تئاتر و سينما نيز با دامن زدن به شبهات، به افزايش اين امواج ويرانگر کمک ميکردند.
برخي فکر ميکردند با همان روش فقه و اصول که پيش از اين در حوزهها براي رفع نيازهاي روزمره استفاده ميشده، ميتوان شبهات را پاسخ داد؛ ولي طولي نکشيد که روشن شد اينطور نيست، بلکه اينها مقولاتي ويژه است و روشي ويژه ميطلبد. ميپرسند آيا اصلاً خدايي وجود دارد؟ اگر خدايي هست، آيا حق دارد به بندهاش تکليف کند؟ اگر خدا به کسي چيزي الهام کند، آيا راست است؟ اين شبهات را امروز
[١] پاسخ به سؤالات در جمع دانشجويان دانشگاه تبريز، (١٢/٢/١٣٧٨).