آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٦ - خودباختگانِ غرب زده
زندگي کردهاند که انديشههاي وارداتي غربي چيره بوده است؛ زرق و برق و ظواهر اروپاييها را ديدهاند؛ توسعه و پيشرفتهاي علمي، صنعتي و فناوريهاي آنان را مشاهده کرده و در برابر ايشان هويت خود را از دست دادهاند، نگرش ديني، باورهاي مذهبي و تعهد اخلاقي آنان اثر پذيرفته است. آنان به علت ضعف بنيه ديني، تصور کردهاند دين يک مانع و مزاحم براي رسيدن به موفقيتهاي علمي و به دست آوردن رفاه مادي و آسايش در زندگي فردي و اجتماعي است. به همين جهت فکر ميکنند بايد ديانت را به حاشيه رانده، يا حتي آن را کنار بزنند! شايد گوشه و کنار هم اين نگرش را ابراز کنند و اگر شرايط را مساعد ديده، گوش شنوايي بيابند ـ که البته چنين شرايطي کم هم نيست اين تصورات غلط را رواج دهند. اينها دين را يک دستي ميگيرند، يعني آنچنان که بايد، دين را نشناختهاند و در مقابل، دلباخته غرب، استکبار و دنياي کفر شده، پذيرفتهاند که دستاوردهاي جهان غرب و سلطهگران غربي منهاي ديانت است.
از آنجا که شرايط در يک کشور اسلامي و انقلابي و سرزميني که بيشتر مردمش به دين و باورهاي خود معتقدند و عشق ميورزند، براي آنان مساعد نيست و جامعه آنچه را مطرح ميکنند برنميتابد، افکار واقعي و نگرشهاي دروني خود را با صراحت بر زبان نميآورند و ميکوشند آرامآرام در گوشه و کنار مطالبي را مطرح کنند، تا کمکم زمينهاي براي سخنان اصليشان فراهم شود. آنان از جايي که آسيبپذيرتر است آغاز ميکنند؛ نقطه ضعفهايي را که در کلمات برخي سخنرانان، نوشتهها و نشريات وجود دارد، بزرگنمايي ميکنند و ميکوشند نکتهاي را که در حاشيهها و پاورقيها ديدهاند و بسيار جزئي و قابل چشمپوشي است، يک معضل بزرگ و خطاي نابخشودني نشان دهند، و اينگونه ابهت مروجان ديانت و کارشناسان مسائل اعتقادي را خرد کنند؛ زيرا ميدانند تا زماني که مردم به علماي ديني، مراجع تقليد و ناشران فرهنگ اهلبيت معتقدند و سخن، طرح و مباحث آنان را ميپذيرند، به آساني فريب نميخورند.