آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٩ - کتابي پُر برگ و بار
اين فلسفه را ـکه موسوم به حکمت متعاليه ميباشد ـ صدراي شيرازي مشهور به ملاصدرا در قرن يازدهم هجري بنيان نهاد و از آن پس محور همه تعليمات فلسفي در ايران، تحقيقاتي بود که اين دانشمند در مسائل مهم فلسفي به عمل آورده بود.
از سوي ديگر در فلسفه جديد اروپا مسائلي جديد مطرح شده که کمتر مورد توجه قُدما بوده است. از زمان دکارت[١] تا عصر حاضر مکاتب فلسفي گوناگون پديد آمد و هر دسته از متفکران پيرو مکتبي خاص شدند. برخي حکمت عقلاني را مورد توجه قرار ميدادند و عدهاي به فلسفه از ديدگاه علوم تجربي مينگريستند. در مجموع تحقيق در نظام کلي عالم و توضيح سراپاي هستي، چه در اروپاي قرون وسطا و چه در دوره جديد، پيشرفت چشمگيري حاصل نشد و يک سيستم قوي و قانعکننده که فلسفه را از پراکندگي برهاند، بهوجود نيامد و همين مسئله موجب پيدايش شيوههاي ضد و نقيض در اروپا شد. اما فيلسوفان مسلمان که بيشتر تلاش خود را در اين راه صرف کردند، از عهده اين کار برآمدند و فلسفه يونان را که شامل دويست مسأله بود پيش بردند و به هفتصد مسأله رسانيدند و ابتکارات و خلاقيتهاي ديگري بهوجود آوردند. اينها مطالبي است که در اين سلسله مقالات با سندها و ادله استوار براي خوانندگان روشن شده است.
نکته ديگر اينکه موج فلسفه اروپا مدتها پيش به ايران رسيده بود؛ آثار فلسفي متعددي از زبانهاي بيگانه به فارسي ترجمه شده و در اختيار علاقهمندان قرار گرفته بود. اما آنچه تا پيش از تأليف اين اثر، به عنوان فلسفه اسلامي نشر يافته بود، مطالبي آميخته با فرضيههاي طبيعي و فلکي کهن بود که پيشرفت علوم طبيعي و کيهاني جديد ضعف يا نادرستي آنها را ثابت کرده بود و اختلاط آنها با مباحث اصيل فلسفه زمينه
[١] دکارت (Rene Deacartes) فيلسوف، رياضيدان و فيزيکدان فرانسوي (١٥٩٦ـ١٦٥٠) پس از آنکه تحصيلات را در فلسفه و رياضيات گذرانيد، به پاريس آمد و در دانشگاه به تدريس پرداخت. قواعدي براي رهبري فکر، بحث درباره روش، تفکرات مابعدالطبيعي، اصول فلسفه و بحث درباره عواطف روح، از آثار او هستند.