آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٧ - خودباختگانِ غرب زده
همانگونه که امام خميني(رحمه الله) بارها فرمودهاند، اسلام منهاي روحانيت يعني اسلام منهاي اسلام. آنان چون به دين اعتقادي ندارند، به مروجان ديانت يورش ميبرند. پس اين سوي و آن سوي ميکاوند تا دستگيرهاي بيابند و مردم را نسبت به باورهاي خود و رهبران ديني تضعيف کنند و بهتدريج به سوي مقاصد خطرناکتر گام بردارند و جوّي فراهم شود که بتوانند عقايد دروني خود را بر زبان آورند. به همين دليل، اين حرکت از آغاز انقلاب تاکنون، بسيار آرام و حسابشده رو به فزوني است؛ يعني حرکتي تکاملي براي يک توطئه حساب شده، از نقطهاي آغاز شد و بسيار آرام، جهتدار و با نقشه پيش ميرود و هر روز برگي را ورق ميزند. کمکم کار به جايي ميرسد که در حقانيت امام و اصل ولايت فقيه ترديد روا ميدارند و بايد آماده بود که در اصل خدا، دين و اعتقادات نيز خدشه وارد کنند.
البته اين حادثه رخ داده است، اما بسيار تدريجي و پنهان. برخي حرکتها بسيار روشن و همهفهم است، ولي برخي، هنوز درست آشکار نشده است. ترديد روا داشتن در عقايد از ديدگاه آنان، به معناي اصطلاح رايج در فرهنگ ما، به معناي باطل شمردن چيزي است. علماي مسئول، رهبران شايسته و روحانيان آگاه بايد مراقب اين حرکتهاي فکري و فرهنگي باشند؛ اجازه ندهند عدهاي با نام روشنفکر، حساب شده با مباني دين به مبارزه برخاسته، باورهاي استوار آيين اسلام و موازين شرع مقدس را چيزي شبيه افسانه و افسون تلقي کنند و چنين به جامعه القا نمايند که دوران دينداري به پايان رسيده و ديگر در اجتماع جايي براي مسائل اعتقادي و مقدس وجود ندارد و تنها علم يکهتاز ميدان زندگي است. اينها بزرگترين خطرهايي هستند که اسلام و موازين آن را تهديد ميکنند و عالمان ديني بايد وظيفه خود را در برابر اينها تشخيص داده، به صورت معقول، شايسته و سنجيده با اين حرکتهاي خطرناک برخورد کنند.
شهيد آيتالله مطهري از نادر عالماني بود که در بحثها، سخنرانيها و نوشتههاي