آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٩ - قله قبيله قبله
بنابراين رهبرِ اين حرکت مشخص بود و محبوبيتي ويژه داشت، که فريادش در دورترين نقاطْ استکبار را به لرزه در ميآورد و مسلمانان و محرومان عالم را اميدوار ميساخت. انقلاب از نظر رهبري کمبودي نداشت و قاطبه ملت هم از آن طرفداري ميکردند. تا اينجا مسئله کاستي و نقصي نداشت، اما روزگار بازيهايي بسيار از شياطين ديده است. کساني که دورانديش بودند، نگران بودند که اگر اين حرکت به پيروزي برسد و شاه ساقط، و نظام اسلامي هم برقرار شود، چقدر دوام دارد. آنان ميدانستند که اين دوام نياز به يک حرکت فرهنگي و علمي دارد؛ بايد معارف و اعتقادات مردم را ريشهدار، و باورها را تقويت کرد، زيرا احتمال ميرفت تحريفاتي صورت گيرد و زمينههاي نفوذ نفاق به صفوف مردم فراهم شود. کسي که اين مسئوليت را به عهده گرفت، تا فرهنگ اسلامي ناب را بيان کند، در کشور گسترش دهد و از اساس به فکر نسل آينده باشد، استاد شهيد آيتالله مطهري بود. عالِم و مجتهد کم نبود؛ کساني که علاقه وافر به اسلام، تشيع و امام داشتند نيز فراوان بودند، اما اين کار تنها از عهده مطهري بر ميآمد. او کسي بود که دهها سال، همه وقت و عمرش را براي کشف اسلام ناب و تبيين آن براي مردم صرف کرده بود؛ به گونهاي که مفاهيم و مباني اعتقادي را بهسهولت بفهمند و درک کنند.
اين خدمتي بود که تنها از عهده او بر آمد. کساني ديگر نيز در اين راستا کوشيدند، اما بدين حد نتوانستند به فرهنگ اسلامي خدمت کنند. بيجهت نبود در همان ايامي که امام خميني(رحمه الله) در فرانسه به سر ميبرد، شهيد مطهري را که يک شخصيت روحاني و عالم برجسته بود و در حوزه و دانشگاه تدريس داشت، به رياست شوراي انقلاب برگزيد. اين در حالي بود که برخي افراد ديگر، سوابق سياسي و مبارزاتي بيشتري داشتند و شايد از مطهري بيشتر زندان رفته و زجر کشيده بودند و در ميان مردم هم شناختهشدهتر بودند، اما امام تأکيد داشت آن بزرگوار براي چنين مسئوليتي مناسبتر