آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٨ - تفکيک حق از باطل
حقجويان سخن گويند. البته وقتي لغزشها وجود داشته باشد، بهانه و دستاويز فراهم ميشود. اگر ميشد حق را به طور کامل از عناصر باطل تفکيک کرد، ديگر امکان مخالفت وجود نداشت. معاندان در صورتي ميتوانند با حق درگير شوند که پيرايههايي به آن بسته و خرافاتي به آن ضميمه شود؛ آنگاه جرئت مييابند تبليغات خود را آغاز و انتقاد يا زباندرازي کنند؛ زيرا شهامت مخالفت با خود حق را ندارند زيرا سرشت مردم ملکوتي و حقجوست.
اهل باطل حرکتي خلاف را در نظر ميگيرند؛ پوششي از حق برايش فراهم ميکنند و آنرا به صورتي زيبا جلوه ميدهند و در واقع، يک ماده سمي، تلخ، مرارتآور و هلاککننده را با لايهاي از شيريني ميآرايند و ميگويند بفرماييد! وقتي مردم ميچشند، ميگويند خوشمزه است، اما نميدانند وقتي اين سطح شيرين مکيده شد، آن زهر کشنده، حيات انساني را تهديد ميکند. اهل باطل ميگويند ما اصلاحطلب هستيم، ولي ميخواهند آنچه را مصلحان انجام دادهاند، ويران کنند؛[١] ادعا دارند ما دموکرات هستيم، ولي مردم را عذاب ميدهند و امنيت را از آنان ميگيرند.
خوشبختانه بسياري از علما و فضلا در اين زمينهها قلم زدند و کتابهايي نوشتند. اهل فن بيکار نمينشينند؛ احساس مسئوليت کرده، حقايق را روشن ميسازند و کفهاي باطل را از اين جويبار باصفا کنار ميزنند. اما گروهي که فرصت اين بررسيها را ندارند و توانايي تحقيق را هم در خود نميبينند، بايد در سخنان دشمنان دقت کنند، زيرا حرفهاي آنها متناقض است و يک جور حرف نميزنند. آنان نخست ميگويند دين و اسلام را قبول داريم، سپس ميگويند آخوندها بد فهميدهاند و آنچه ما درک کردهايم درست است؛ پس از آن هم يکي دو اشتباه از کسي که معصوم و مصون از
[١] وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُون؛ «چون به آنان گفته شود در زمين فساد مکنيد، ميگويند: ما مصلحانيم» (بقره، ١١).