آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٢ - از او بياموزيم
هيچ عيبي نداشت، کمال هم حساب ميشد. برخي از خشکهمقدسها گرايش به سياست و مسائل جامعه را دنياگرايي تلقي ميکردند. وقتي ميخواستند يک روحاني را متهم کنند و او را در ميان قشرهاي جامعه بياعتبار کنند، ميگفتند اين سياسي است. همين انگ بس بود تا مردم از اطرافش پراکنده شوند، زيرا اعتقاد داشتند دين به سياست کاري ندارد.
آن روزها تقوا با يک سلسله مسائل فردي شناخته ميشد، در حالي که اسلام طرحهايي پرشمار براي مشارکت سياسي، احساس وظيفه در برابر جامعه و نظام حاکم بر مردم دارد. اگر مسلمانان وظايف خود را در شرايط گوناگون درک کنند، دست دشمنان از هر گونه توطئه کوتاه ميشود. اسلام حقيقي از مسلمانان ميخواهد در جامعه حضور داشته باشند و از مسائل سياسي دوري نکنند. شرکت در انتخابات، راهپيماييها و تظاهرات در جهت تقويت نظام اسلامي، جزو تکاليف ديني ماست و نبايد نسبت به اين امور بياعتنا باشيم. اگر در اين زمينه کوتاهي شود، افرادي نااهل و بيلياقت روي کار ميآيند و مردم را نسبت به مسائل ديني و مذهبي بدبين ميکنند. حفظ کيان اسلامي و تثبيت ارزشهاي معنوي منوط به همين مشارکتها و حساسيتهاست.[١]
درسي که بايد از استاد شهيد مرتضي مطهري گرفت اين است که نخست دشمن بهويژه کساني که عقايد و اخلاق و باورهاي مردم را نشانه رفتهاند بشناسيم. در گام بعد بايد در پي يک راه درست باشيم تا بتوانيم با آنان تا آخرين قطره خون مبارزه کنيم و اجازه ندهيم به مرزهاي عقيده آسيبي وارد آورند.
براي اينکه ديانت را در جامعه حفظ کنيم، به دينشناس نياز داريم. وقتي علماي
[١] اقتباس از همان سخنراني.