آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٤ - جويباري در کوير
شهيد مطهري ميتوانست در حوزه بماند و مقام برجستهاي در فقه يا علوم ديگر اسلامي به دست آورد. به راستي نيز همگان به شايستگي علمي او اعتراف داشتند، ولي او به دليل احساس وظيفه، وقتش را در جهت نياز جامعه اسلامي صرف کرد. اگر کارهاي ايشان نبود، افکار و مکاتب بشري و مادي چون سيلابهايي ارزشها را در معرض تهديد قرار ميداد و نسل جوان را به سوي درهاي خطرناک و هلاک کننده ميکشيد.
او اين نياز را درک کرد که بايد با دانشگاه رابطه برقرار کند. آن وقتها ارتباط يک روحاني با نسل دانشگاهي غير ممکن يا خواب و خيال مينمود. نميتوانيد تصور کنيد چه جوّي در دانشگاهها حاکم بود؛ با چه چشمي به حوزه نگاه ميکردند و چقدر طلاب را تحقير کرده بودند. در اين اوضاع و احوال پريشان ايشان کوشيد به عنوان يک استاد برجسته در دانشگاه مطرح شود و در پرتو اين حضور مؤثر و بابرکت توانست افکار الهي و اسلامي را در اين محيط آشوبزده گسترش دهد؛ با شبهات مبارزه کند؛ ترديدها را برطرف، و انگيزههاي ديني را تقويت کند. اين بخشي از فعاليتهاي شهيد مطهري بود. درسي که ما از آن نامدار عرصه معرفت ميگيريم همين است که در هر زماني بايد ببينيم نياز جامعه به چه چيزي است. دردهاي بدني و عضوي انسانها هم بايد درمان شود؛ معالجه سرطان هم ارزشمند، و در جاي خود لازم است، اما جامعه به بيماريهاي ديگري هم مبتلاست. امراضي مُسري در ميان مردم رواج مييابد که با واکسنها، داروها و تشخيصهاي طبي نميتوان آنها را علاج کرد. مشکلات فکري و فرهنگي، امواج ترديد و هجوم شبههها مردم را دچار ناراحتيهايي ميکند که طبيبان معنوي و روحاني بايد براي ريشهکنسازي آنها فکري کنند. شهيد مطهري اين گونه ناراحتيها را ديد، موقعشناس شد، دردها را تشخيص داد و مصمم گرديد دانشگاه را از اينگونه بيماريها و آفتهاي خطرناک نجات دهد.[١]
[١] سخنراني در لشكر مكانيزه كرمان، (١٢/٢/١٣٨٠).