آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٩ - کشتي نجات
او به جوانان آموخت در برابر جريانهاي فکري مرتبه خطر را باور، و در مقابل اين تهديدهاي کشنده احساس مسئوليت کنند. وي به آنان گوشزد ميکرد هنگامي که اين آفتها را به درستي شناختيد، آستين بالا زنيد و معرفت و ايمان خود را افزايش دهيد. سپس اين موفقيتها را به ديگران نيز سرايت دهيد؛ منتظر نباشيد ديگران برايتان کاري کنند، بلکه خودتان به ميدان بياييد تا کار پيش رود.
شخصيت استاد مطهري به گونهاي بود که دردها را شناسايي ميکرد و در پي درمان آنها بود. البته مرتبه تقوا و ايمان او با اين تقوايي که در برخي از افراد وجود دارد، بسيار تفاوت داشت. برخي تا جايي پيش ميروند که به منافعشان آسيبي نميرسد؛ جان خود را از همه چيز عزيزتر ميدانند؛ تا جايي انجام وظيفه ميکنند که نان و آبشان فراهم باشد و تا زماني احساس مسئوليت ميکنند که خطري تهديدشان نکند. اما شهيد مطهري با آن بصيرت، زيربناي فکري قوي و تقواي شديد و آگاهانهاش به پيشواز خطرها ميرفت و چون احساس مسئوليت ميکرد، ميگفت اسلام از جان من عزيزتر است. بياييم بکوشيم همچون مطهري ارزش اسلام را درک کنيم و درجات تقواي خود را بالا ببريم، تا بتوانيم در اين راهي که آن عزيزان سرافرازانه رفتند، گامهايي درست، سودمند و اثربخش برداريم.[١]
کشتي نجات
گرچه همه مؤمنان نيروهاي نهفته دروني بسياري دارند، ظرفيت خود را نميشناسند و نميدانند با تلاش خود چقدر ميتوانند ديگران را از گمراهي نجات دهند. نمونهاي نادر که موفق شد در راه هدايت نسل جوان و ساير قشرها گامهايي سودمند و ارزنده بردارد، استاد مطهري بود. فضايل اين مرد بسيار بود، اما شايد بزرگترين امتيازش آن
[١] سخنراني در دانشگاه صنعتي شريف، (١١/٢/١٣٧١).