آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٠ - خطري خزنده
مردم را از اسارت و بردگي يکديگر نجات دهند و به آنان گونهاي آزادي اجتماعي ببخشند، تا بهتر بتوانند در انسانيت، معرفت و معنويت رشد کنند. اما تفاوت مکتب انبيا و اين مکتبهاي غربي اين است که فرستادگان الاهي آمدهاند به مردم آزادي معنوي بدهند که آزادي مقدسي است و تنها از راه نبوت، دين، وحي، ايمان و تقوا بهدست ميآيد. انسان بايد روح خود را از اين رذالتها، جهالتها، گناهها و سرپيچي از قوانين الاهي آزاد کند و از اسارت نفس، شهوات و هواهاي نفساني بيرون آيد. کسي که آزادي معنوي دارد تنها خدا را ميپرستد: وَيضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي کانَتْ عَلَيهِم؛[١] «(اين رسول گرامي) بار گرانشان را از دوششان برميدارد و بند و زنجيرشان را ميگشايد».
انساني که برده دنيا، جاهطلبي، ثروت و زيادهخواهي است نميتواند ادعاي آزادي داشته باشد. شهيد مطهري در برابر اين ملحدان و منافقان که دم از آزادي ميزدند، نخست اصليت آن آزادي را رد کرد و سپس گونهاي آزادي معنوي را مطرح کرد که تابعي از گونه عالي آزادي است و جامعهاي که در پي آن نوع آزادي نباشد به اين آزادي نخواهد رسيد.(٢) امروز يکي از پرسشهايي که در غرب بيان ميشود و برخي نويسندگان و گويندگان داخلي آن را به گونهاي مغالطهآميز مطرح ميکنند، اين است که «دين براي انسان است يا انسان براي دين؟» طبعاً پاسخ ميدهند دين براي انسان است و از اين نتيجه ميگيرند که دين بايد با انسان هماهنگ بوده، پيرو خواستههاي او باشد و هنگامي ارزش دارد که بتواند خواستههاي آدمي را تأمين کند. اما يک مسلمان واقعي ميداند که اين ادعا بيمعناست. خداوند دين را براي هدايت بشر فرستاده و هر
[١] اعراف(٧)، ١٥٧.
٢. شهيد مطهري دو سخنراني، يکي در اول مهر ٤٨ و دومي يک هفته در حسينه ارشاد، با عنوان «آزادي معنوي» ايراد نمود که در فصل اول کتابي به همين عنوان آمده و انتشارات صدرا به طبع آن اقدام نموده است.