آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٨ - خطري خزنده
شمالي، کوبا، شوروي سابق و حتي اروپا، پيرو مکتب مارکسيسم هستند. اما اين تفکر يک موج غالب که همه چيز را فراگيرد، يا سيل بنيانکني که فرهنگ و تفکرات اسلامي را از ريشه برکند، نيست. در عين حال نبايد اشکال گوناگون تفکرات مادي را ناديده گرفت؛ زيرا همانطور که اين انديشهها پيشينه تاريخي ممتدي دارند، باز هم ادامه خواهند يافت. اکنون حتي همراه با تفکرات ليبرال، افکار مادي مطرح ميشوند و بسياري از فلسفههاي غربي معاصر نيز با ماديگري و ماترياليسم همراه است.
همانطور که پيش از اين در سايه جاذبه مارکسيسم، افکار فلسفي مارکسيستها در بين تودههاي مردم رواج مييافت، امروز نيز پس از فروپاشي اين مکتب، در اثر غلبه سياسي کشورهاي به اصطلاح سرمايهداري، حرفهاي فلسفي آنان گسترش مييابد و ما بايد اهتمام بيشتري به دفع اين خطر داشته باشيم و درصدد پاسخگويي به شبهات آنان برآييم. البته ليبراليسم مکتبي در برابر ساير مکاتب فلسفي نيست، بلکه يک تفکر اجتماعي يا سياسي است که در زمينه اقتصاد نيز فعاليت دارد. به هر روي ليبراليسم خطري مهم است که با آن روبهروييم.
پيش از فروپاشي مارکسيسم و زوال کشورهاي کمونيستي بهويژه شوروي، افرادي به طور کامل از اين افکار متزلزل تأثير پذيرفتند؛ کمونيست شدند و اسلام و عقايد ديني را نفي کردند، ولي بسياري از افراد نيز که شايد تعدادشان کمتر نبود، عناصري از تفکر مارکسيسم را با بخشهايي از اعتقادات و تفسيرهاي مذهبي ترکيب کردند، يا کوشيدند افکار مذهبي را با گرايشهاي الحادي هماهنگ و اين دو را در ارتباط با يکديگر تفسير و تعبير کنند. آنان بدون نفي اسلام، افکار مارکسيستي را ميپذيرفتند، تا آنجا که گروههايي در ايران و برخي کشورهاي ديگر به نام مارکسيست اسلامي شناخته شدند، و اين خطر شديدتر از انکار علني دين و پذيرش مارکسيسم بود. امروز نيز همين اصل وجود دارد، يعني افکار وارداتي ملحدانه به گونهاي مرموز و نامحسوس لباس اسلامي