آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٧ - برکات کتاب
بسط و احياي انديشههاي فلسفه الاهي و گسترش معارف اسلامي بود. بنابراين کساني که در اين گروه عضو بودند، ميبايست به انديشههاي فلسفي و معارف اسلامي تعهد و تسلط کامل ميداشتند، اما عضويت کسي مانند اميرحسين آريانپور،[١] نظريهپرداز مارکسيستها در اين گروه، توجيهي نداشت جز آنکه رژيم پهلوي با تحميل وي به گروه فلسفه و حکمت اسلامي، ميخواست تضاد ميان اسلام و مارکسيسم را افزايش دهد و با فرستادن وي به دانشکده الاهيات، مانع تبليغات و پيشرفت فعاليت استاد مطهري شود. اگر فرستادن آريانپور به اين دانشکده، دليل موافقت و همکاري نامبرده با دستگاه ستم نباشد، دستکم اين موضوع مسلم است که مارکسيستها آلت دست شاه بودند. رفتهرفته کارشکنيهاي آريانپور به جايي رسيد که شهيد مطهري در خرداد ١٣٥٤، در ظاهر به دليل خستگي و در باطن به دليل رفتارهاي اين مارکسيست، از سمت مديريت گروه فلسفه و حکمت اسلامي استعفا کرد، اما از تلاش براي افشاي طرز فکري که مارکسيستها به تبليغ و نشر آن ميپرداختند هرگز خسته نشد.
البته مطهري به آزادي فکر، بيان و قلم اعتقاد داشت و حتي از آن حمايت ميکرد، اما معتقد بود آزادي انديشه با فريبکاري تفاوت دارد و کسي نبايد به نام آزادي به اغوا و فريبکاري بپردازد. اميرحسين آريانپور که مارکسيست بود، با نقشه ساواک از دانشکده ادبيات به دانشکده الاهيات منتقل شد و با اينکه دکتراي فلسفه نداشت، به گروه فلسفه و حکمت اسلامي آمد. او فريبکارانه، در لابهلاي درس، براي مارکسيسم
[١] اميرحسين آريانپور در سال ١٣٠٣ شمسي به دنيا آمد. او تحصيلات خود را تا دکتراي ادبيات فارسي ادامه داد، و نيز دکتراي علوم آموزشي را كسب كرد. او مدتي دانشيار دانشگاه و استاد در رشتههاي علوم اداري، فلسفه و تاريخ تمدن بود.
تأليف و ترجمه چند اثر فلسفي، ادبي، اجتماعي، آموزشي و روانشناسي از آثار اوست. کتابهاي زمينه جامعهشناسي و پژوهش از مهمترين تأليفاتش ميباشد. از ديگر آثار قلمي او ميتوان فرويديسم، درباره هنر و ترجمه بخشهايي از جلد اول و دوم تاريخ تمدن ويل دورانت را نام بُرد.